قال رسول الله ( ص ) :
گرد آورنده : خليل كريمي
فهرست مطالب
- مقدمه
- تمهيد مقدمات قبل از سفر
- تعريف حج و عمره
- فضيلت حج از زبان پيامبر
- شرايط وجوب حج و عمره
- اركان و پايه هاي حج و عمره
- شرح اركان عمره 1- احرام 2- طواف كعبه 3- سعي صفا و مروه 4- حلق و تقصبير
- طواف الوداع
- چشمه زمزم
- آداب وارد شدن به مدينه منوره و مسجد النبي
- زيارت مسجد النبي و قبر شريف پيامبر
- زيارت گورستان بقيع و قبر شهيدان اسلام
- زيارت مساجد مدينه كه پيامبر در آنها نماز خوانده است
- زيارت چاههاي آب مدينه كه پيامبر از آنها آب نوشيده است
- نظر حاج ملا برهان عالي در مورد جزوه
بِسْمِ الله الرًّحْمنِ الرَّحيْمِ
مقـدمـه :
قرآن كريم :
و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا
آل عمران 97
خداوند فرض نموده كه هر كس (مسلمان ) قدرت و استطاعت مالي و جسمي داشت از خانه خدا بيت الحرام زيارت به عمل آورد و قصد حج آن كند .
ثناي بي منتها مخصوص خدايي است كه از كلمه توحيد براي بندگان خود معرفت آموخت و از خانه كعبه ايشان را مقصدي و محل امني ساخت و كعبه را به تشريف تخصيص نسبت به ذات مقدس خود تكريم فرمود و طواف و زيارت آن را مانع عذاب و دافع عقاب گردانيد و صلوات و تسليمات فراوان بر محمد مصطفي كه رحمت عالميان و پيشواي جهانيان است و براقربا و اصحاب و اهل بيت كه شكريان روحي و جسمي كه مكان زادگاه و محل حق اند و راهبران خلق خدايند
خداوند رابار ديگر ستايش مي كنم كه خلق را بر آنچه كه در دل نيت مي كنند رهنمود ميفرمايند و حقير گناهكار را كه خود و خدايم به آنچه عصيان و نافرماني است آگاهيم به آرزوي ديرينه ام كه از دوران دبيرستان با خود حمل كرده ام به آنچه كه محبوب و آرزويم بود يعني زيارت كعبه و خاك پرگوهر و مقدس مكه و مدينه كه به پاي پيامبر و اصحاب و پيامبران پيشين مقدس شده است راهنمايي و هدايت فرمود.
چون اين عشق ديرينه اي را كه در دل داشته ام و هيچ گاه خود را قابل اين معراج روحي و جسمي كه مكان زادگاه و محل تربيت محبوب خدا و خلق خداوند است نمي دانستهام باورم نميشد كه اين شانس و اين هدايت و نعمت الهي در اين سرايط سني نصيبم شود و به ديدار خاك پاي پيامبر بشتابم . براي آمادگي و تكميل عشق ورزي به كعبه شريف و زادگاه مقدس پيامبر عظيم الشأن اسلام مصمم شدم كه تمامي كتب فقهي مذهب حضرت امام شافعي را كه قبلاً مطالعه نموده بودم مرور نمايم و دستورات، آداب و مناسك حج عمره را بصورت كتابچهاي براي خود و همسر فداكار و مهربانم كه در اين سفر همراهم است جمع آوري تا در رعايت آداب و مناسك سفر از آن استفاده كنيم . هر چند ميدانم كه محبت دين و عشق پيامبر دردل و جان همسرم جان ديگري دارد اين كتابچه را تقديم ميكنم به فرزندان عزيزم و نور چشمانم وهمه فرهنگيان شريفي كه عشق پيامبر در دل زنده دارند .
از خداوند منان استدعا دارم كه زيارت روضه رضوان و كعبه عالم و خاك مقدس عربستان را به همه كساني كه عشق پيامبر در دل دارند نصيب فرمايند .
انشاءالله
براي آمادگي به سفر حج خانه خدا مقدمات و اعمالي لازم است كه به طور خلاصه به شرح ذيل است
تمهيد مقدمات قبل از سفر
1- آشنايي با تاريخ اسلام و سرزمين وحي ، مطالعه زندگاني پيامبران ، تاريخ بناي كعبه حوادث قبل از اسلام در سرزمين وحي ، تاريخ ظهور پيامبر اسلام ، تاريخ زندگاني پيامبر ، تولد ، بعثت پيامبر ، غزوات پيامبر ، فتح مكه ، ياران و اصحاب پيامبر ، شيوه زندگي و اخلاق پيامبر ، مصائب پيامبر و اصحاب او ، وفات پيامبر.
2- آشنايي با اماكن مقدس و شريف :
مكه ، مدينه ، طائف ، مسجدالحرام ، صفا ، مروه ، منا ، احد ، عرفات ، زمزم ، غارحرا ، غارثور ، مسجد قبا ؤ مسجد النبي و . . .
3- تمرين عشق به پيامبر بزرگوار و خاندان شريف او و آرزوي زيارت مرقد آن بزرگوار
4- آمادگي قلبي و روحي براي رسيدن به توبه نصوح كه مورد نظر قرآن كريم و عدم برگشت به گناه كبيره و صغيره يعني ايجاد زمينه روحي و تربيت خانوادگي براي تحقق اهداف حج كه همانا نزديكي به خدا و عشق پيامبر و دوري از گناه ميباشد .
5- تحقيق و مطالعه كتب مختلف در زمينه فلسفه حج هم در بعد فردي و هم در بعد اجتماعي
6- آشنايي با واجبات حج ، سنتهاي حج و اركان و ترتيب حج
7- آشنايي با محرمات احرام وفديهها
8- شناخت آداب زيارت روضه نبوي و اثرات آن بر روري انسان مؤمن
9- انتخاب پول حلال ، رفيق سالم و استحلال از مردم قبل از حركت
10- توصيه و تأكيد بر تقوا و رعايت نكات تربيتي و عبادي و سفارش آنها به خانواده و دوستان
تعريف حج : حج در زبان عربي به معني قصد است و در اصطلاح شرع به معني قصد و زيارت خانه كعبه براي اداي افعال حج است از قبيل طواف ، سعي بين صفا و مروه و وقوف در عرفه و ديگر مناسك حج به جهت پاسخ و لبيك گفتن به امر خدا و جلب رضاي او حج يكي از اركان پنجگانه اسلام است و يكي از فرايضي است كه از ضروريات دين شناخته شده است بنابراين هركس وجوب آنرا انكار كند كافر و مرتد از اسلام ميباشد و بنابر رأي جمهور علما حج در سال ششم هجري واجب شده است زيرا آيه و اقمو الحج و العمره لله در آن سال نازل شده است .
حج يكي از شرائع قديمي است و از زمان حضرت آدم (ع) مشروع بوده است اولين كسي كه حج نموده حضرت آدم بوده است كه از هندوستان چهل بار به حج رفته است و روايت شده است كه هيچ پيامبري بعد از ابراهيم مبعوث نشده كه حج نكرده باشد اين روايات بنا به قولي است كه كعبه را فرشتگان ساختهاند و هفت هزار سال قبل از آدم آنرا طواف كرده اند .
عمره در لغت به معني آباد كردن و آباد نگهداشتن است زيرا كعبه به سبب كثرت زيارت كنندگان معمور و آباد ميماند و شرعاً همان قصد زيارت كعبه براي انجام مناسك مربوطه است حج و عمره هر دو فرض عين مشروط هستند يعني با شرايط مخصوص بر هر فردي از افراد مسلمان فرض مي شوند . به عبارتي به هر مسلمان مكلفي فرض است كه حج و عمره را انجام دهد . لكن اگر استطاعت مالي نداشته باشد مؤاخذه نميشود و هر جا سخن از وجوب حج به ميان مي آيد مقصود ازحج و عمره مي باشد .
و اقمو الحج و العمره لله . حج و عمره را به تمام و كمال براي خدا انجام دهيد .
آنچه براي حج لازم است براي عمره نيز واجب است ( غير از وقوف در عرفه و وقت آن كه از زوال آفتاب روز نهم ذيجه شروع و به طلوع روز عيد خاتمه مييابد )
معني مناسك حج : منسك حج يعني زمان و مكان انجام دادن و افعال واعمال حج و عمره است .
فضيلت حج از زبان پيامبر
1- هر كس حج كند و زبان به بيهوده و جوارح ديگر به فسق آلوده نگرداند از گناهان پاك بگردد .چون آن روز از مادر زاده شده است .
2- هركه از خانه خود به قصد حج يا عمره بيرون آيد و در راه بميرد تا روز قيامت از سال وي را حج و عمره بنويسند و كسي كه در مكه يا در مدينه وفات كند او را بي عرض و بي حساب گويند به بشهت رود .
3- حج پذيرفته شده به از دنيا با آنچه در آن است و جزاي حج پذيرفته نيست مگر به بهشت .
براي وجوب حج به اتفاق فقها شرايط ذيل لازم و شرط مي باشد .
شرط اول اسلام : حج به مانند نماز و زكات و روزه عبادت است و شرط عبادت اسلام است و چون حج يكي ازاركان اسلام ميباشد پس حج بر مسلمان واجب است و بر كافر واجب نيست .
شرط دوم بالغ بودن است : بر كودك حج واجب نيست چون پيامبر فرمود از سه كس قلم تكليف برداشته شده است كه كودك يكي از آنهاست .
شرط سوم عقل داشتن است : حج بر ديوانه و سفيه و بچه صغير بي تميز واجب نميشود و تا حد تكليف برسد مگر اينكه اولياء و قيم آنها را با خود ببرند .
شرط چهارم حريت و آزادي است : حج بر بنده و برده واجب نيست چون پيامبر بزرگوار فرمودند هر بنده و برده اي كه حج را بجا آورد و سپس آزاد گرديد چون استطاعت يافت بر وي حج ديگري واجب است .
شرط پنجم داشتن استطاعت بدني و مالي و امنيت را ه است : چون خداوند مي فرمايند
« و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا »
فرض است كه هر كس استطاعت يافت يعني زاد و راحله يافت بيت الحرام را زيارت كند .
اعمال حج سه چيز است :1- اركان 2- واجبات 3- سنن
بدون انجام تمام اركان حج صحت ندارد ترك هر كدام از اركان حج باعث بطلان آن خواهد يود ولي ترك هر كدام از واجبات آن موجب فديه خواهد بود ، و بوسيله فديه جبران ميشود .
اركان و پايه هاي حج عمره
اركان حج 5 است:
1- احرام 2- وقوف در عرفه 3- طواف كعبه 4- سعي در بين صفا و مروه 5- حلق يا تقصير
تـوجـه : به غير از وقوف در عرفه چهار ركن ديگر يعني احرام ، طواف كعبه ، سعي در بين صفا و مروه ، حلق يا تقصير از اركان عمره ميباشد پس اركان عمره 4 تا مي باشد كه در بالا از آنها نامبرده شد .
1-احرام : معني احرام حرام گردانيدن و ممنوع كردن ميباشد بدين معني كه شخص با بستن احرام چيزهايي را كه مخالف قوانين حج باشد بر خود حرام ميكند و با در رفتن از احرام كه به آن احلال ميگويند چيزهايي كه به سبب احرام بر او حرام بودند باز بر خود حلال مي كند به شخصي كه احرام بسته است محرم مي گويند زيرا او در احرام است و خود را در حريم خداي بزرگ ميبيند پس بايد از كردار و گفتاري كه مخالف با قوانين حج است بپرهيزد .
فلا رفث و لا فسوق و لا جدال في الحج
زمان و مكان بستن احرام را ميقات مي گويند ميقات دوتا است زماني و مكاني
ميقات زماني احرام ماه شوال و ذيقعده و ده شب اول ذيحجه است « الحج اشهر معلومات » يعني اوقات حج ماههاي معلوم است اگر كسي بخواهد احرام حج را ببندد بايد در اين دو ماه و ده شب اول ذيحجه باشد .
تـوجه : تمام سال ميقات زماني عمره است و ميتوان در طول آن براي عمره احرام بست .
ميقات مكاني : جايي كه در آن معمولاً احرام بسته مي شود بشرح ذيل است :
1- ذوالحليفه : براي كساني كه از مدينه طيبه به حج ميآيند اين محل به ابيار علي معروف است و دورترين ميقات است و بهترين محل براي بستن احرام در بير علي است مسجدي است كه پيامبر در آن احرام بسته است .
2-جحفه : براي كساني كه از شام ( اردن ، فلسطين ، سوريه و لبنان ) و مصرو مغرب ( تونس ، مراكش ، الجزاير ، جمهوري عربي صحرا ) مي آيند . جحفه ده بزرگي است كه در بين مكه مكرمه و مدينه طيبه قرار دارد .
3-قرن : براي كساني كه از نجد يمن و نجد حجاز ميايند قرن كوهي در96 كيلومتري مكه است
4-يلملم :كوهي است درجنوبمكهدرفاصله54 كيلومتريوميقاتمكاني مردم عرلق و كساني كه از آن عبور ميكنندميباشد.
5-ذات عرق : برا كساني است كه از طرف خاوري مكه بيايند در شمال شرقي مكه در فاصله 94 كيلومتري مكه واقع است .
بهترين محل در خارج حرم براي احرام عمره جعرانه است بعد از آن تنعيم بعد از آن حديبيه است .
احرام به قصد و تعيين كردن آن براي حج يا عمره يا هر دوي آنها بسته مي شود و اصل در آن قبل از اجماع سنت حضرت رسول است كه فرمود هر كه ميخواهد به حج و عمره با هم احرام ببندد پس اين كار را بكند و هر كه ميخواهد فقط به حج احرام ببندد آن را انجام دهد و هر كه مي خواهد به عمره ببندد آن را انجام دهد . و هركس طبق خواسته اش بايد نيت بياورد نيت احرام معين چنين است : نيت دارم احرام عمره را بجا بياورم . كسي كه مي خواهد احرام ببندد واجب است در دل خود نيت احرام را بياورد .نيت دارم آداب عمره را بجا آورم و همراه نيت قلبي تلبيه بگويد .
لبيك الهم بحجه لبيك يا لبيك الهم بعمره لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و انعمه الك والملك لا شريك لك
« آداب احـرام»
1-نظافت : گرفتن ناخن ، كوتاه كردن موي سبيل ، و كندن موي زيربغل و . . . گرفتن وضو ، غسل كردن ، شانه كردن موي سر و ريش
2-تجرد : خود را برهنه كردن از لباسهاي دوخته پوشيدن جامههاي احرام
3-دو ركعت نماز : پس از قرائت فاتحه اول سور كافرون و بعد از فاتحه دوم سوره اخلاص
« محرمات احرام »
هر كسي در احرام عمره باشد هفت چيز بر او حرام و بايد از انجام آنها پرهيز كند .
1- پوشيدن لباس براي مرد غير از احرام مرد بايد سرش نپوشاند در صورت پوشيدن سر و لباس مخيط دوخته شده بدون عذر گناه است و بايد فديه دهد اما براي زن لباس دوخته شده حرام نيست فقط بايد دست و رويش را نپوشاند .
2- نبايد بدن و لباس خود را معطر نمايد در صورت معطر كردن فديه بر او واجب است
3- سرو روي خود را روغن نزند در صورت استعمال آن فديه لازم است .
4- نبايد مو و يا ناخن از خود جدا كرد در صورت تخلف فديه لازم است
5- عقد نكاح خواه ايجاباً يا قبولاً نبايد انجام دهد در صورت تخلف عقد فاسد و فديه لازم است .
6- جماع و مقدمات آن و مباشره به شهوت در غير فرج و در صورت جماع حج و عمره فاسد مي شوند و بايد شتري فديه دهد و در صورت مباشره فديه واجب است .
7- براي نابود كردن حيوانات و قطع گياه و اشجار و اتلاف آنها فديه لازم است و ار انجام آن بايد پرهيز نمود .
در اين مرحله يعني در ايام احرام زائر بايد مانند روز ميدان محشر برهنه و غبار آلود مشغول ذكر و استغفار و انجام دادن مراسم باشد با قلب پر از محبت و دور از دنيا به درگاه خداوند توانا رو آوررند تا مشمول رحمت خداوندي قرار گيرند.
تـوجه :
براي حج و عمره شش غسل به شرح ذيل براي مرد يا زن يا كودك پاك يا جنب و حيض و نفاس سنت است :
1- قبل از احرام به حج و عمره 2- غسل براي ورود به مكه مكرمه بخاطر پيروي از پيامبر 3- براي وقوف در عرفه 4- براي توقف در مزدلفه 5- در 3 روز ايام النشريق 6- براي ورود به مدينه منوره
« ركن دوم عمره طواف الافاضه »
طواف خانه كعبه
مكه حريم قدس الهي است و با سرزمينهاي ديگر تفاوت دارد از اين جهت آمدن به اين سرزمين مقدس شرائط و راه و روش وآداب خاص خود دارد بدين جهت كه خداوند تعالي سرزمين مكه را به سبب كعبه معظمه مبارك و حريم آن را محترم و گرامي ساخته است بر مسلمانان واجب است كه آن را عزيز و گرامي بدارند .
حاجي بعد از احرام به حج يا عمره هنگامي كه وارد حرم شد و بيرون مكه باشد دعاي ذيل سنت است :
الهم هذا حرمك و امنك فحرمني علي النار و آمني من عذابك يوم تبعث عبادك و اجعلني من اوليائك و اهل طاعتك
خدايا اين حرم تو است و جاي امان تواست مرا بر آتش حرام گردان و نگهدار از عذابت روزي كه بندگانت زنده مي گرداني و مرا از دوستانت بگردان.
و چون رؤيت بيت كند و چشمش به خانه خدا افتاد دست بلند كند و بگويد :
لا اله الا الله و الله اكبر الهم ان هذا البيت بيتك عظمته و كرمته و شرفته الهم فزده تعظيماً و تشريفاً و تكريماً وزدوه مهابهً و زد من حجه براً و كرامهً الهم افتح لي ابواب رحمتك و ادخلني جنتك و اعذني من الشيطان الرجيم .
خدايا اين خانه توست بزرگش داشتهاي ، شريف و مكرمش گردانيده اي ، خدايا عظمت و شرافت و كرامتش را بيفزا ابهتش زياد گردان تعداد زيارت كنندگانش افزايش فرما به نيكي و اكرام ، خدايا رحمتت برايم گشايش بفرما و داخلم گردان به بهشت و پناهم ده از شر شيطان رانده شده .
هنگام وارد شدن به مسجد با پاي راست و خواندن دعاي ذيل :
اعوذ بالله العظيم و يوحهه الكريم و سلطانه القديم من الشيطان الرجيم بسم الله و الحمد لله الهم صل علي محمد و علي ال محمد و سلم الهم اغفرلي ذنوبي وافتح لي ابواب رحمتك .
خداي بزرگ پناه به تو و ذات كريمت و قدرت قديمت از شر شيطان ملعون و رانده شده نگاهم دار به نام خدا و سپاس براي خدا باري خدايا رحمت و بركتت بر محمد و آل محمد بفرست باري خدايا گناهانم را ببخشاي و در رحمتت برايم باز گردان .
هنگام خروج از مسجد دعاي الهم ابواب فضلك را بخواند .
« طواف خانه كعبه و چگونگي آن »
طواف بر سه قسم است : 1- طواف القدوم 2- طواف الافاضه 3- طواف الوداع
براي انواع طواف واجبات و سنتهايي وجود دارد .
واجبات طواف بشرح ذيل است.
1- پوشيدن عورت براي طواف شرط است
2- داشتن وضو و پاكي بدن و لباس و پاكي از حيض و نفاس و جنابت و هرگونه ناپاكي ديگر براي زنان
3- گشتن به دور كعبه (طواف از مقابل حجرالاسود بايد شرو ع شود يعني ابتداي طواف از مقابل حجرالاسود )
4- در وقت طواف حجكذار بايد كعبه را در سمت چپ خود قرار دهد و در حال حركت روي خود را به طرف در كعبه گرداند .
5- طواف كعبه بايد در داخل مسجد الحرام و بدور خود كعبه انجام گيرد پس اگر كسي خارج از حياط مسجدالحرام و به دور مسجدالحرام بگردد طواف او درست نيست .
6- اينكه هفت مرتبه به دور بيت بچرخد وتمام هفت دور را به قصد طواف ركن دور زده باشد نه چيز ديگري مانند گردش به خاطر پيدا كردن گمشدهاي يا بدهكاري و يا دوستي و غيره
سنتهاي مهم طواف كعبه :
1- پياده بدور بيت بگردد
2- در آغاز هر دوره از طواف حجرالاسود را با دست لمس كند و ببوسد و پيشاني را بر آن بگذارد و اين لمس كردن و بوسيدن و پيشاني گذاشتن را در هر دور سه بار باشد .
3- در آغاز طوافبگويد
«بسم الله و الله اكبر ايماناً بك و تصديقاً بكتابك و فاء بعهدك و اتباعاً لسنه نبيك محمد صلي الله عليه و سلم«
4- اينكه در گشت و طواف سه گانه اول (رمل ) كند به اين صورت كه سريع و تند برود باگامهاي نزديك به هم و در چهار دور ديگر عادي راه برود و راه رفتن به دور كعبه به روش رمل مخصوص طوافي است كه سعي بين صفا و مروه بدنبال آن بيايد و در حاليكه به روش رمل به دور بيت ميگردد بگويد:
«الهم اجعله حجاً مبراً و ذنباً مغفورا و سعياً مشكور »
خداوند عملي را كه من انجام مي دهم حج قبول شده گردان گناهم را آمرزيده گردان و كوشش و عملم را پذيرفته گردان .
5- اينكه در تمام طواف و گشت به روش رَمُل آن را انجام ميدهد اظطباع كند كه عباراست از اينكه وسط لنگ يا جانمازش را در زير شانه راستش قرار دهد ودو طرف آن را بر شانه چپ قراردهد بگونهاي كه يكطرف آن در پشت و طرف ديگر روي سينه رها شود . شانه چپ روبه كعبه و پوشيده نباشد . زن نبايد به شيوه رمل طواف كند و اظطباع را انجام دهد و مرد شانه راست خود را برهنه نمايد .
6- اينكه هنگام طواف نزديك بيت باشد
7- اينكه طواف را پشت سر هم انجام دهد
8- اينكه پس از طواف دو ركعت نماز را در پشت مقام ابراهيم بخواند به گونه اي كه مقام را جلو خود قرار دهد در ركعت اول قل يا ايها الكافرون و در ركعت دوم قل هو الله احد را تلاوت نمايد .
سنت است پس از طواف و نماز حجرالاسود را استلام كند و دست به آن بمالد . سپس از باب الصفا بيرون شود براي انجام سعي ميان صفا و مروه
بعداز طواف مقام زمزم و دو ركعت نماز، مقام ملتزم و دوركعت نماز ، مقام ابراهيم و دو ركعت نماز ، مقام اسماعيل و دو ركعت نماز ، صفا و مروه هفت بار و باب مراد ، قصر جهت حج عمره ديگر دوباره به مسجد حضرت عايشه رفته و محرم گردد . در هر مقام دعاي مخصوص دارد كه هنگام ورود به آن خوانده مي شود .
« ركن سوم مناسك عمره سعي در صفا و مروه »
سعي در لغت به معني تلاش و كوشش و شرعاً عبارت است از يك نوع راه رفتن در بين صفا و مروه همانند رمل در سه دور اول . صفا جمع آ ن صفاه به معني سنگ بسيار سخت است و مقصوداز آن گوشه اي از كوه ابو قبيس درمكه مكرمه ، مروه به معني سنگ سست و نرمي است و مقصود از ان محلي است دركنار كوه قعيقعان در مكه . بعد از طواف هفت گانه و دو ركعت نماز آن حج گزار به طريق سنت حجرالاسود را استلام ميكند يعني دست روري آن ميكشد و از در مشهور باب الصفا براي سعي در بين صفا و مروه بيرون مي رود . حجگزار در هر بار كه به صفا بيايد بيت مبارك را مشاهده نموده سپس به طرف مروه حركت نمايد .
شرط صحت سعي صفا و مروه :
1 - از صفا شروع و به مروه ختم شود .
2- اين رفت و بازگشت هفت بار باشد .
3- سعي بين صفا و مروه بعد از طواف ركن يا طواف القدوم باشد .
|
جدول صفا و مروه | ||||
|
0 3 0 5 0 7 |
صفا صفا صفا صفا صفا صفا صفا |
|
مروه مروه مروه مروه مروه مروه مروه |
0 2 0 4 0 6 0 |
از صفا تا مروه يك بار و از مروه تا صفا يك بار ديگر حساب مي شود بدين جهت بارهاي اول و سوم و پنجم و هفتم از صفا و بارهاي دوم چهارم و ششم ازمروه حركت مي شود .
« دعاهاي سنت در هنگام سعي»
1- سنت است حجگزار مرد هر بار به اندازه حداقل قامت يك انسان از صفا و مروه بالا برود و اين ذكر را بخواند
« الله اكبر الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر علي ماهدانا و الحمد لله علي ما اوليانا لااله الاالله و حده لاشريك له الملك و له الحمد يحي و يميت بيده الخير وهو علي كل شيء قدير لا اله الا الله وحده أنجزه و عده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده لا اله ال الله و لا نعبد«
معني : الله از هر بزرگي بزرگتر است و سپاس فقط او را سزا است خدا را به بزرگي ياد ميكنم به پاس اينكه ما را هدايت كرد و سپاس او را است در برابر آنچه به ما عطا كرده است هيچ خدايي جز الله نيست او را است در برابر آنچه به ما عطا كرده است هيچ خدايي جز الله نيست او را است تمام هستي و اورا است همه ستايش و ثنا زنده ميكند و ميميراند و همه خير بدست اوست و او بر همه چيز قادراست هيچ خدايي جز او نيست او تنها و بي شريك است وعده خود را به جا مي آورد و بنده اش را ياري مي كند و دستجات دشمن را شكست داده به تنهايي خدايي جز او نيست ما او را با اخلاص مي پرستيم و عبادت ما براي او است اگرچه كافران را ناخوش آيد .
2- خواندن اين دعا سنت است :
الهم انك قلت : ادعوني استجب لكم و انك لا تخلف الميعاد و اني اسألك كما هديتني الا الاسلام ان لا تنزعه مني حتي تتوفا و انا مسلم .
پروردگارا همانا تو گفته اي مرا بخوانيد تااجابت كنم شما را و بدرستيكه تو خلاف وعده نمي كني و همانا من از تو مي خواهم چنانچه به اسلام هدايتم فرموده اي باور به اسلام و عمل به آن رااز من نگيري تا وقتي كه مرا مي ميراني در حاليكه من مسلمان هستم .
3- سنت است كه هنگام هروله اين دعا خوانده شود .
رب اغفرلي و ارحم و تجاوز عما نعلم انك انت الأعز الاكرام
پروردگارا مرا ببخش و بر من رحم آور و بگذراز آنچه ميداني به درستي تو هم غالبتر و تواناتر و هم بخشايشگرتري .
تـوجه :
اگر شخص احرام به عمره بسته باشد پس از سعي ميتواند حلق يا تقصير كند و از احرام بيرون بيايد ولي اين احرام اگر در ماههاي حج صورت گرفته باشد بايد حيواني را به عنوان فديه ذبح نمايد .
« ركن چهارم مناسك عمره حلق و تقصير»
حلق يا تقصير تراشيدن يا كوتاه كردن موي سر است چون خداوند در اين باره فرموده « محلقين روسكم و مقصرين » در حالي كه سرتان را ميتراشيد و مويتان را كوتاه مي كنيد . هر يك از تراشيدن يا كوتاه كردن موي براي مردان و زنان جايز است لكن براي مردان تراشيدن بهتر و براي زنان كوتاه كردن بهتر است و كوتاه كردن 3 عدد موي كفايت ميكند وقت حلق و تقصير براي حاجي يعني براي كسي كه به حج احرام بسته است بعد از عقبه است و براي كسي كه به عمره يا تمتع احرام بسته است وقت حلق وتقصير بعد از فراغت از سعي بين صفا و مروه است و كسي كه قرباني و هديه با خود دارد وقت حلق و تقصير بعد از سربريدن آن است . براي كسي كه سرش تاس است و مو ندارد و مستحب است كه چاقوي سر تراشي را بر سرش مرور كند .
خدا حافظي زيارت كنندگان از مكه مكرمه را طواف الوداع گويند پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند:
لا ينغرن احد حتي يكون اخيره عهده با لبيت
هيچ يك از زوار از مكه بيرون نرود مگر اينكه آخرين وقت و ديدار او از بيت باشد .
در طواف الوداع حجاج همانند طواف هاي ديگر هفت بار به دور كعبه مي گردند . تمام آداب طواف فرض در اين طواف نيز رعايت ميشود غير از اضطباع و رمل كه قبلاً توضيح داده شد . دو ركعت نماز تحيه المسجد در داخل كعبه سنت و در جايگاه رسول ثوابش بيشتر است . دعا كردن در تمام جهات داخل كعبه سنت است . هنگاميكه زيارت كننده به ملتزم رسيد سنت است كه سينه و به طور كلي بدن خود را به ديوار كعبه بچسباند و دو دست خود را بر ديوار بگشايد بطوريكه دست راست او بر پايانه در و دست چپ را بر آن قسمت كه حجرالاسود را در بر مي گيرد بگذارد و دعا كند . دعاي مأثور كه در ملتزم خوانده مي شود اين است :
الهم البيت بيتك و العبد عبدك و ابن امتك حملتني علي ما سخرت لي من خلقك حتي صيرتني في بلادك و بلغني بنعمتك حتي اعذتني علي قضا منسك فان كنت رضيت عني
حسن بصري: در پانزده جا در مكه مكرمه دعا به قبول شدن نزديك تر است :
به هنگام طواف . در ملتزم ، در زير ناودان كعبه ، در داخل كعبه ، بالاي تپه صفا ، بالاي مروه ، در بين صفا و مروه به هنگام سعي ، در پشت مقام ابراهيم ، در عرفات ، در مزدلفه ،نزديك چاه زمزم ، تماشا كردن كعبه از روي ايمان و اخلاص و تفكر ثوابي بس بزرگ است .
« چشمـه زمـزم »
نوشيدن آب زمزم به نيت شفاي بيماري هاي جسماني و اخلاقي و رسيدن به خواستههاي خير دنيا و آخرت سنت است زيرا مباركترين آب و رحمت خداوند بر اسماعيل و مادرش هاجر و ياد آورنده ابراهيم و آل ابراهيم است .
هنگام نوشيدن آب زمزم استادن روبه قبله سنت است . سنت است مقداري از آب زمزم را با خود بياورد تا ديگران نيز از آن آب پر بركت بنوشند . دعاي هنگام نوشيدن آب زمزم :
الهم اني اسمالك علماً نافعاً و رزقاً واسعاً و شفاء من كل داءِ
خدايا از تو ميخواهم دانشي سودمند و روزي فراخ و بهبودي از هر دردي را
هر گاه حاجي متوجه مدينه ميگردد براي زيارت قبر پيامبر (ص) و مسجدش از وي خواسته مي شود كه در طي طريق فراوان بر او صلوات و سلام بفرستد و چون چشمش بر درختان مدينه و حرم نبوي افتاد بر اين صلوات و سلام بيفزايد و از خداوند مسئلت نمايد كه اين زيارت را برايش سودمند گرداند و از او بپذيرد و مستحب و پسنديده است كه براي دخول در مدينه غسل كند و بهترين و نظيف ترين لباس خود را بپوشد و چون وارد مدينه شد اين دعا را بخواند :
«بسم الله رب ادخلني مدخل صدقِ و أخرجني مخرج صدق و أجعل لي من لدنك سلطاناً نصيرا الهم افتح لي ابواب رحمتك و ارزقني من زياره رسولك مارزقت اولياءك و اهل طاعتك واغفرلي و ارحمني يا خير مسئول الهم اني اسئالك خيره هذه و خر اهلها و خير ما فيها و اعوذ بك من شرها و شر اهلها و شر ما فيها »
به نام الله پروردگارا مرا به جايگاه راستان داخل گردان و باصداقت مرا داخل كن و چونراستان مرا از آن بيرن آور و با قدرت و نيروي خود مرا ياري فرما خداوندا درهاي رحمتت را به رويم بگشا و از زيارت پيامبرت آن را روزيم گردان كه روزي اولياي خويش گرداندهاي و به مطيعان عطا كرده اي و مرا بيامرز و به من رحم كن اي كسي مه بهترين مورد درخواست مني خداوندا از تو بهترين چيز اين شهر وخير اين شهر و خير مردمانش و بهترين چيزي كه در آن است را مسئلت دارم و از شر اين شهر ومردمانش و شري كه در آن باشد به تو پناه ميبرم .
« آداب وارد شدن به مسجد النبي »
1- هنگام ورود به مسجد پاي راست را جلو بيندازد و بگويد :
بسم الله و الصلاه علي رسول الله رب اغفرلي ذنوبي و افتح لي ابواب رحمتك اعوذ بالله العظيم و بوجهه و سلطانه القديم من الشيطان الرجيم
2- قصد روضه مباركه كه در بين منبر و مقبر حضرت رسول اكرم است بكند و دو ركعت نماز تحيه المسجد را در كنار قبر شريف حضرت بگذارد و سپس خداوند را شكر كند كه اين نعمت را به او ارزاني داشته است .
3- بعد از تحيه المسجد و سپاس خداوند به نزديك مرقد مطهر رسول اكرم بيايد و روبروي سر مبارك حضرت و پشت به قبله بايستد و در چهار زراعي به مرقد حضرت رسول اكرم نگاه كند و به جلال و هيبت او را بياد آورد كه او منزل الله وحي و مهبط فرشتگان و روح الامين و مخاطب مستقيم خداي تعالي است ، آنگاه با قلبي آزاد از بستگيهاي دنيوي و توجه كامل به مقام والاي حضرت اين دعا را خواند .
السلام عليك يا رسول الله و رحمه الله و بركاته السلام عليك يا خير الخلق الله يا امام المتقين يا سيد المرسلين اني اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و انك عبده و رسوله قد بلغت الرساله و اديت الامانه و نصحت الامه فجرا ك الله عنا افضل
اينك اي رسول الله به پيشگاهت آمده ام و از گناهانم و گنهم طلب استعفا در پيشگاه خدادارم و تو را شفيع خود در پيشگاه خداوندي قرار مي دهم خداوندا از تو مسئلت دارم كه مغفرتت را برايم واجب گرداني همانگونه كه هر كس در حال زندگي پيش پيامبرت مي رفت مغفرتت را برايش واجب مي گرداندي .خداوندا نخستين شفاعت را به او بده و او را نخستين شافعان قرار بده اي مهربان ترين مهربانها
4- بعد از اقامت دو ركعت نماز تحيه المسجد در روضه مبارك و سلام و درود بر پيامبر و اتمام زيارت او وساير دعاهاي ديگر به اندازه يك زراع به عقب بر مي گردد و بر يار غار و رفيق طريق رسول الله حضرت ابوبكر صديق سلام مي فرستد سلام بر تو اي يار غار و رفيق هجرت و دوست فداكار رسول اكرم خداوند از تو راضي و ترا راضي گرداند .
5- بعد از سلام بر يار غار و تصديق كننده پيامبر به اندازه يك زراع عقبتر ايستاده و بر فاروق اعظم خليفه عادل اسلام درود و سلام فرستد و بعد از سلام و درود بر حضرت فاروق زائر به جايگاه اصلي خود بر مي گردد و خواسته هايش را از خداي تعالي بخواهد و رسول اكرم را شفيع قرار دهد كه دعاهايش قبول شوند .
6- سلام بر رسول الله بايد آرام و آهسته و در كمال ادب باشد چنانكه در حيات آن حضرت معمول بوده است و اين ادب ادب الهي است كه به مؤمنين آموخته شده است .
يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهر و له بالقول لجهر بعضكم لبعض .
اي كساني كه ايمان آورده ايد صداي خود را بر صداي پيغمبر بلند نكنيد و با او بلند حرف نزنيد همانند بلند حرف زدن بعضي از شما با بعضي ديگرتان
- اقامه دو ركعت نماز در سكوي صفين و تلاوت قرآن در آن
7- زيارت گورستان بقيع و قبر شهيدان در تمام روزها به ويژه روز جمعه مستحب است .
8- زيارت مساجدي كه حضرت رسول در آن نماز خوانده است مستحب است و داراي اجر است .
1- مسجد قبا 2- مسجد الفتح 3- مسجد الجمعه 4- مسجد الفصيح 5- مسجد الاحزاب
9- زيارت چاههاي آب در مدينه كه پيامبر بزرگوار از آب آنها نوشيده است اين چاهها در مدينهاستكهمهمترينآنها5تااست.
1- چاه اريس 2- چاه اهاب كه معروف است به زمزم مدينه كه شبيه آب زمزم است 3- چاه بيرحاء 4- چاه بضاعه 5- بئر روحه
براي كسي كه در مدينه است لازم است كه همه محلهاي مبارك ، مساجد ،چاهها را كه داراي فضيلت هستند و در مدينه ميباشند زيارت كنند به شرط اينكه مدت طولاني در آنجا اقامت كند و فرصت داشته باشد چنانچه فرصت كافي نداشته باشد اقامت در حضور پيامبرو در روضه شريفه بماند و به آن بنگرد و تفكر كند . زيارت مساجد سبعه و اقامه نماز در آنها ، زيارت كوه احد و خواندن نماز در مسجد آن (نزديك محل خندق )
مطالب و مباحث نوشته شده مورد تأييد اينجانب بوده و اميدوارم كه آقاي كريمي برادر بزرگوار ما به عنوان خير الحاج به سلامتي و توفيق رفته و به آغوش خانواده برگردد حجاً مبرورا و سعيا مشكورا و ذنبا مغفورا و عملا مقبولا و دعاء مستجابا ان شاء الله
خداوند پشت و پناه شما باد و اعمال انجام شده را خالصاً مخلصاً قبول فرمايد و از شما استدعا داشته كه مرا از دعاهاي خير هم فراموش نكرده و در مشاهده مقدسه ياد فرمائيد . با احترام و آرزوي صحت و موفقيت
مطالب زير در جهت تكميل جزوه يادآوري و اضافه مي گردد .
معمولاً كاروان عمره يا از كرمانشاه حركت كرده و يا از تهران و هنگامي كه به فرودگاه دوم جده كه يك فرودگاه توريستي است مي رسيم پس از جريان گذرنامه و جواز ورود كه چند ساعت بطول مي انجامد ، وارد مدينه منوره شده و يا ممكن است مكه قبل هم باشند . اگر به مدينه منوره رسيديم پس از استقرار در هتل و تعيين اتاق مربوطه ، مي توان بلافاصله به زيارت مسجد النبي رفته و نمازهاي جماعت را در آنجا اقامت كرده و بعداً به زيارت رفت و مستحب است كه چهل نماز واجب را با جماعت اقامه نمائيم و تحيه المسجد و نمازهاي نوافل و قرائت قرآن و دعا را نبايد فراموش كرده و زيارت روضه شريف نبوي ياران حضرت سرلوحه كار ماست و پس از هفت الي هشت روز به مكه مكرمه آمده و در مسجد شجره ، احرام را بسته و خود را براي طواف خانه خدا وانجام دادن آن آماده مي كنيم ودو ركعت نماز احرام را مي خوانيم پس از نيت طواف و آغاز كردن آن از حجرالاسود و نمار خواندن پشت مقام ابراهيم و نوشيدن از چاه زمزم از باب الصفا وارد مسعي شده و سعي را از صفا آغاز كرده و به مروه ختم مينمايئم و چهل تقصير را انجام داده كه در انتهاي مروه معمولاً قيچي بدستاني حضور دارند و اين كار را انجام ميدهند و اين به عنوان عمره فرض خاتمه مي يابد و سپس هر گاه بخواهيم عمره هاي ديگري براي خود يا افراد پير و ناتوان و يا اشخاص مرده انجام دهيم ، با ماشين همراه با مردم به مسجد تنعيم ( حضرت عايشه ) رفته و در آنجا احرام را پوشيده و پس از لبيك گفتن و دو ركعت نماز مجدداً با ماشين به مطاف آمده و عيناً از باب السلام وارد شده باز هم طواف را شروع كرده و پس از هفت بار چرخش و نماز مقام ابراهيم و نوشيدن از زمزم از راه باب الصفا سعي را انجام داده و تقصير يا حلق مينمائيم و اين جريانات هم چنين ادامه مي يابد ، البته ما ميتوانيم طواف خالص و تنها را نيز خيلي انجام داده و به عنوان بهترين عمل مؤمنين در كارنامه اودر قيامت بشمار مي آيد .
كاروانها معمولاً در مكه مكرمه و مدينه منوره به جاهاي ديدني بصورت دسته جمعي حركت مي كنند مانند غار حرا ، ثور ، قبرستان ابو طالب و خديجه كبري ، مسجد جن و غيره از قبيل عرفات ، مني . مزدلفه و جمرات سه گانه يعني ديدار از اين اماكن معروفه در مكه مكرمه و يا احد ، قبرستان بقيع و مساجد سبعه ، قبا ، قتلتين ، بلال ، غمام و غيره در مدينه منوره . و در آخرين روز در مكه مكرمه طواف الوداع را انجام داده و پس از نماز در مقام و نوشيدن از زمزم ، بدون انجام دادن سعي و تقصير از خانه خداوند متعال خداحافظي كرده و دعا براي مراجعت مجدد مينمائيم و از محدوده حرم خارج شده وبه سوي هتل آمده و ديگر بار بر نميگرديم .
«آداب حج عمره»
الف : اگر حاجي مدينه قبل باشد يعني از مدينه به مكه برود .
1- به مدينه مشرف مي شود چنانچه بعد از نماز عشا به مدينه منوره وارد شود در هتل استراحت مي كند قبل از اذان صبح از باب سلام به خدمت رسول خدا و ياران آن حضرت مي رسد ابتدا بر پيامبر اكرم سلام و تحيت ميفرستد آنگه بر حضرت ابوبكر وارد مي شود از خليفه پيامبر عرض ادب مينمايد سپس خدمت حضرت عمر ميرسد اداي احترام مي نمايد .
2- مدت يك هفته در مدينه باقي مي مانند در اين مدت از مسجد غمامه ، مسجد امام بخاري ، مسجد حضرت عثمان ، مسجد بلال حبشي ، مسجد قبا ، سبع مساجد ، مسجد ذو قبلتين ديدار مينمايند در هر كدام از آنها نماز سنت خوانده مي شود همچنين بهمراه كاروان از كوه احد محل تدفين شهداي احد بازديد خواهند كرد .
3- سعي شود بيشتر نمازها در محل مرقد حضرت رسول و منبر خوانده شود مانند خواندن نماز در بهشت است
4- بعد از نماز عصر معمولاً بقيع باز مي شود قبر اصحاب و حضرت عثمان را زيارت فرمائيد .
5- در روز آخر زيارت خداحافظي انجام مي گيرد .
6- مدير كاروان اتوبوس را فراهم مي كند به مسجد شجره مي رويد در آنجا غسل احرام را انجام ميدهيد سپس محرم مي شويد البته در هتل اگر غسل احرام انجام شود بهتر است .
7- فاصله مدينه مكه 480 كيلومتر است در اين فاصله مرتب تلبيه خوانده مي شود .
8- با ورود به مكه دعاي ورود به مكه را مي خوانيد .
9- پس از آنكه وارد هتل مكه شديد هر وقت بخواهيد مسجد الحرام باز مي باشد . از خط قرمز روبروي حجرالاسود طواف را شروع مينمائيد هفت بار دور كعبه سپس دو ركعت نماز پشت مقام حضرت ابراهيم خوانده مي شود آنگاه به آب زمزم برويد از آن چشمه جوشان بنوشيد و خود را خنك نمائيد به كوه صفا وارد شويد از آنجا سعي بين صفا و مروه را شروع كنيد چهار بار صفا و سه بار مروه را به ياد حضرت هاجر و حضرت اسماعيل طي كنيد و در كوه مروه حلق انجام مي شود يك عمره كامل مي شود .
10- براي عمره هاي بعدي با وسيله نقليه به مسجد تنعيم يا مسجد حضرت عايشه خواهيد رفت البته احرام را در هتل مي بندي وقتي وارد تنعيم شدي دو ركعت نماز احرام به جاي ميآوري بعد نيت احرام ادا مي شود به دور بيت وارد شويد همان هفت دوره بيت نماز مقام حضرت ابراهيم زمزم صفا و مروه و عمره انجام مي شود .
11- براي هرعمره يك احرام لازم است .
« سفر نامه حج عمره »
ب : چنانچه از ايران عازم مكه مكرمه باشيد :
1- در منزل خود غسل احرام را انجام خواهيد داد .
2- دو ركعت نماز سفر در منزل قبل از حركت به جاي مي آوريد .
3- پس از ورد به فرودگاه مهر آباد نيم ساعت قبل از پرواز هواپيما بايد احرام بسته شود .
4- هواپيما به جده پرواز مينمايد از جده تا مكه 1:30 ساعت طول مسافت دارد ميتوانيد آدرس هتل را از مدير كانون بدست آوريد با وسيله نقليه كه به طرف مكه مي روند وارد شهر مكه شويد .
5- چنانچه كاروان به جحفه برود همراه كاروان عزيمت نمائيد طول مسافت به چهار ساعت خواهد رسيد .
6- پس از ورود به مكه وسايل را در هتل قرار دهيد وارد مسجدالحرام شويد . هفت دوره بيت ، نماز پشت مقام ابراهيم ، نوشيدن آب زمزم و انجام سعي صفا و مروه در پايان حلق انجام مي گردد .
7- بعد از عمره اول براي ساير عمره ها احرام را در هتل ميبندي وارد مسجد حضرت عايشه مي شويد دو ركعت نماز احرام ادا مي شود نيت احرام آورده مي شود مجدداً به مسجد الحرام باز ميگردي .
8- مكانهايي كه در مكه بايد ديد مسجد جن ، منزل حضرت رسول كه تبديل به كتابخانه شده است ، غار حرا ، غار ثور ، عرفات مسجد عرفات به نام نميره مسجد مزدلفه در مزدلفه ، مسجد حنيف در مني و رمي جمرات مني .
« منابع و مأخذ »
1- احياء علوم الدين امام محمدغزالي
2- رياض الصالحين حديث پيامبر امام نودي
3- فقه آسان در مذهب امام شافعي احمد عيسي عاشور ، دكتر محمود ابراهيمي
4- فقه السنه سيد سابق ، دكتر محمود ابراهيمي
5- كتاب تسهيل المسائل فقه شافعي سيد محمد حسيني نصب
6- راه دين :منهاج الطالبين امام نودي ، قادر مرزي
7- باقيات الصالحات ملا محمد ربيعي
|
رديف |
عنوان |
صفحه |
|
1 |
چكيده مقاله |
|
|
2 |
بازگشت به خويشتن |
|
|
3 |
انسجام اسلامي عمل به احكام الهي است |
|
|
4 |
توطئه دشمنان اسلام و نقشه تهي سازي قدرت مسلمانان |
|
|
5 |
تهاجم فرهنگي جنگ با ارزش هاي ديني و اسلامي |
|
|
6 |
نقش انقلاب در بيداري مسلمين |
|
بانگاهي عالمانه به منابع اسلامي به ويژه قرآن كريم و سنت حضرت رسول اكرم و تأكيد امامان و پيام خون شهدا از صدر اسلام تا كنون نتيجه مي گيريم كه اتحاد و انسجام اسلامي امت مسلمان در سراسر دنيا امري ضروري بوده و براي تحقق آن راهكارهاي عملي فراواني به كار گرفته شده است اما بيش از هر زمان ديگر در اين عصر كه عصر جسارت و توطئه هاي مرموزانه دشمنان اسلام است لزوم انسجام و همبستگي فكري و عملي ملت هاي مسلمان در مقابل تهديدها و توطئه هاي نظامي ، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي استكبار بيش از گذشته است و اين اتحاد و انسجام با بازگشت به خويشتن و شناخت دشمنان اسلام و وحدت عملي ميسور ميباشد. و در عصر حاضر كه دشمنان توطئه هاي جديد و گوناگوني نسبت به اسلام و مذاهب دارند نقش رهبران بسيار مؤثر و خنثي كننده توطئه ها است نظام مقدس جمهوري اسلامي با قانون اساسي برگرفته از ارزش هاي ديني در چند دهه اخير در هدايت و حمايت از اين پروژه ديني يعني وحدت امت اسلامي و بيداري مسلمانان بسيار مؤثرو ارزشمند عمل نموده و با تداوم اين مسير يعني حمايت و عمل به اين مسأله بدون شك زمينه ايجاد اين وحدت را فراهم و در رهبري اين پروژه عظيم اسلامي و خداپسندانه نقش كليدي را ايفا كرده است به همين دليل است كه مقام معظم رهبري ضمن نامگذاري اين سال به نام سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي به زائران خانه خدا و همه مسلمانان تأكيد مي فرمايند كه تحريك عواطف مذهبي در فراهم كردن زمينه اختلاف گناه است و كساني كه اين كار را انجام دهند در واقع بر برآورده شدن هدف سازمانهاي جاسوسي آمريكا و رژيم سهيونيستي كمك كرده اند و در پيشگاه الهي نيز به شدت مؤاخذه خواهند شد .
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيْمِ
1- بازگشت به خويشتن و حكايت ني است
خداوند در قرآن كريم راز آفرينش انسانها را بيان مي فرمايد و به همه انسانها يادآوري مي كند كه آنان از يك مرد و زن آفريده شده اند و جدايي بشر به طايفه ها و قبيله هاي مختلف و رنگ و نژاد و زبان براي شناخت از همديگر و تكميل زيبايي خلقت بي نقص خداوند بوده است و اين بدان معنا است كه انسانها در اصل و ريشه يكي هستند و فاصله آنان و ايجاد تفكر در بين همه انسانهاي روزي زمين به دور از فطرت پاك آنان خواهد بود اين پيام قرآني پيام صلح و سازش و زندگي مسالمت آميز براي نوع بشر و منشور اتحاد و انسجام انسانهاي كره زمين در همه شرايط محسوب مي شود . و در اديان اسلامي و مخصوصاً درقرآن كريم كه آخرين قانون اسلامي و الهي براي همه انسانها و مؤمنين و نسل ها در دوران هاي مختلف است بر اين مسأله مهم و اين بينش عميق تأكيد گرديده و به صراحت همه اديان را به خدا پرستي و ايمان به روز جزا و رسالت پيامبر راهنمايي فرموده است تا با اين قوانين پيشرفته بي نقص بهانه اي براي گردهمايي و اتحاد و انسجام داشته باشند و خداوند بصورت ويژه به مؤمنين در اين زمينه خطاب فرموده است كه:
©انَّمَا الْمُؤمِنُونَ إخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أخَوَيْكُمْ و اتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون ¨. (سوره حجرات آيه 10)
هر آينه همه مؤمنان با هم برادرند ودر صورت هر گونه اختلافي ميان برادران خود آشتي ايجاد كنيد و از خداوند بترسيد تا خداوند هم به شما رحم كند .
خداوند متعال دراين آيه ضرورت كامل انسجام و اتحاد اسلامي را براي همه ملت هاي اسلامي دنيا و در همه شرايط و براي نسلهاي فعلي و آينده واجب و جزو ضروريات زندگي آنان قرار مي دهد اين ها از امور مهمي هستندكه بي توجهي به آنها عدم اجراي دستورالهي محسوب مي شود .
1- همه مؤمنين برادرند و با جنس مخالف برادر و خواهر محسوب مي شوند و حكم برادري و خواهري از جنس ديني و اعتقادي زيباتر و عاقبت به خيرتر و موجب جلب رضايت خداوند خواهد بود .
2- در صورت هرگونه اختلاف عقيده و باورساير مؤمنين در حكم برادري و با ايمان كامل و به نسبت رفع مشكلات و ايجاد صلح و سازش بايد در اختلاف ديگران كه مسلمان و برادر هم هستند مداخله خير نموده و از نفوذ و تفرقه افكني دشمنان آنان كه دشمن همه مؤمنين هستند جلوگيري نمايند .
3- ترس از خداوند و رعايت اوامرالهي درهمهزمينهها كهموجبرحمت خداوند خواهد بود جزو وظايف مؤمنين است.
ايجاد صلح و سازش در بين مؤمنين و احساس مسئوليت و عمل به حكم برادري مؤمنانه همكاري و تعاون متقابل نياز دارد كه خداوند دستور انجام آن را به همه مؤمنين صادر فرموده است © وَ تَعاونوا عَلي البِّرِ و التَّقوي ¨. در انجام كارهاي خير كه مورد رضايت خداوند است با هم همكار و همفكر و هم عمل باشيد و بدون شك ايجاد رابطه برادري و رفع اختلاف در بين برادران ديني و ايجاد صلح و سازش و نگاه دقيق و اساسي به مفاهيم دين اسلام و در سايه رحمت خداوند حركت كردن جزو كارهاي نيك و خيري است كه به تعاون نياز دارد © و لاَ تَعاوَنُوا عَلَي الْاِثْمِ وَ الْعُدوان ¨.ودر كارهاي شر كه خيري در آن وجود ندارد و گناه يا زمينه گناه را فراهم مي آورد دوري كنيد و با همديگر متحد شويد ايجاد تفرقه ، اختلاف و هم دست شدن با دشمنان اسلام و توطئه گران صهيونيست و قسم خوردگان كينه توز در همه اعصار مخصوصاً عصر حاضر هم گناه است و هم شكستن خود است . و خداوند براي رسيدن به اهداف اين انسجام اسلامي مي فرمايند :
© وَ اْعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميْعَاً وَ لا تَفَرَقوا ¨. همه براي يكي شدن ، ما شدن و برگشت به اصل خويش و تعهد و عمل عهد «ألَسْت» كه يادآور پيمان با پروردگارت است پروردگاري كه زاد و رود بني آدم يعني همه انسانها و مؤمنان را از پشت ايشان برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت و فرمود آيا پروردگار شما نيستم © أَلَستَ بِرَبِّكُمْ ¨.گفتندقال بلي چرا شهادت مي دهيم تا روز قيامت نگوييد كه ما از اين غافل بوديم (اعراف آيه 172)
اين واقعه كه عهد اَلَسْت نام دارد قبل از آنكه انسان به اين جهانپابگذاردرخدادهاستواينعهدوپيمان قبل از خلقت است :
منبسط بوديم و يك جوهر همه بي سروبي پا بُديم آن سر همه
يك گوهر بوديم همچون آفتاب بي گره بوديم و صافي همچو آب
چون به صورت آمد آن نور سره شد عدد چون سايه هاي كنگره
مثنوي (688-686)
در آن ألست و بلي جان بي بدن بودي نو را نمود كه آني ، چه در غم ايني
(ديوان شمس)
مسلمانان جهان در اين شرايط بايد بدانند كه همه مذاهب چه شيعه و چه سني از دين مبارك اسلام گرفته شده اند وهمانند خورشيد تابان نور آن در همه خانه ها و سرزمين مختلف روشنايي ايجاد كرده است و اگر اين ديوارها برداشته شود و به آن هدف اصلي نگاه شود همه روشنايي اين آفتاب متعلق به مؤمنان خواهد بود .
همچو آن يك نور خورشيد سما صد بود نسبت به صحن خانه ها
ليك يك باشد همه انوارشان چون كه برگيري تو ديوار از ميان
چون نمايند خانه ها را قاعده مـؤمنان مانـند نفس واحــده
(مثنوي 418-416)
و ماجراي حقيقي اتحاد و انسجام اسلامي امت مسلمان در سراسر دنياي امروز وخارج از مرزهاي جغرافيايي حكايت و شكايت از زبان ني است و جدايي از اصل و ريشه خود درماندگيوتنهاييوآرزويوصلخود بهريشهواساسوتفسيرهاي گوناگون از شرح اين اشتياق مي باشد كه حكايت جدايي مسلمانان از همديگر و آرزوي هر مؤمني براي رسيدن به اصل خويش يعني امت واحده را بايد از زبان مولانا جستجو كرد كه سخت به آن نيازمندند .
بشنو از ني چون حكايت مي كند ازجدايي ها شكايت مي كند
كـز نيسـتان تا مـرا ببـريده اند در نفيرم مردو زن ناليده اند
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگـويم شــرح درد اشتياق
هركسيكو دور ماندازاصلخويش باز جويد روزگار وصل خويش
بشنويـد اي دوسـتان اين داسـتان خود حقيقت نقد حال ماست آن
( مثنوي معنوي )
2- انسجام اسلامي عمل به احكام الهي
يكي از اصول مشترك رسالت همه پيامبران الهي بعد از اعلام احكام ديني و دوري از طاغوت ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامي بوده است كه در همه اديان به اين اصل مهم يعني وحدت دين داران تأكيد شده است و وحدت مسلمانان و تشويق و ترغيب اين وحدت ديني از معروفات و جزء وظايف فردي و گروهي مسلمانان است . خداوند در قرآن براي تحقق امر به معروف و نهي از منكر كه يكي از مصاديق بارز معروف «اتحاد مسلمين» و مصاديق منكر «تفرقهودوريمسلمانانازهمديگر» محسوب مي شود مي فرمايند :
©وَ لكنْ مِنكُمْ أمهًً يَدْعونَ إلَيَ الخَيْر و يأمُرونَ بِالْمَعْروفِ و يَنْهونَ عَنِ المُنكَرْ و اولئكَ هُمُ الْمُفلحون ¨.
و بايد از ميان شما گروهي مردم را به نيكي دعوت كنند و بكار شايسته فرمان دهند و از زشتي منع كنند و آنان همان رستگارانند.
در تفسير اين پيام و با توجه به شرايط فعلي مسلمانان وحدت و يكپارچگي مسلمان در هر كشور و نهايتاً در جهان يك امر واجب است و مادر معروفات محسوب مي شود. چون باايجاد وحدت و يكپارچگي امنيت حاصل مي شود و با وحدت زمينه اجراي قوانين الهي فراهم و در تفرقه و جنگ و جدال بين مسلمانان زمينه دوري از احكام الهي و گناه فراهم خواهد شد پس همه مسلمانان براي تحكيم مباني وحدت و انسجام اسلامي بايد بصورت همه جانبه تلاش و كوشش نمايند و اگر در رابطه با ايجاد وحدت و انسجام اسلامي كساني به همديگر توصيه كنند و با كمك فكري همديگر اين امر را تحقق بخشند در واقع به عنوان يك مسلمان و مؤمن جزو ايمان داران محسوب خواهند شد و خداوند در قرآن يكي از صفات مؤمنين را سفارش به كار خير مي فرمايند .
©وَ الْمُؤمِنوُنَ وَ الْمُؤمِناتَ بَعْضُهُمْ أَولياءُ بَعْض يأمُرونَ بِالْمَعروف وَ يَنْهون عَنِ المُنْكَر ¨.
مردان و زنان با ايمان كساني هستند كه همديگر را دوست دارند و براي انجام كار خير به همديگر سفارش مي كنند و همديگر را تشويق و راهنمايي مي نمايند و همديگر را از كار زشت باز مي دارند .
در اين شرايط حساس وحدت و انسجام جزو معروفات جامعه و تفرقه و پراكندگي از منكرات است و هر مسلماني بايد اين ضرورت را درك كند و براي تحقق آن تلاش نمايد تا خدا از او راضي و خشنود باشد و راه نفوذ استكبار را بصورت جدي ببيند .
3- توطئه دشمنان اسلام و نقشه تهي سازي قدرت مسلمانان از الزامات وحدت است
در شرايط فعلي جهان اسلام دشمنان دين و مسلمانان جهان با سازماندهي پشت پرده و به منظور تضعيف اسلام و همه مسلمانان نقشه هاي جديد را طراحي كرده اند كه براي خنثي كردن آن پادزهر اتحاد و انسجام اسلامي مورد نظر اسلام و قرآن كريم و در نهايت توجه خاص رهبران ديني بويژه رهبر عاليقدر نظام مقدس جمهوري اسلامي كه با نامگذاري سال 86 به عنوان سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي امري لازم و واجب در اين زمان محسوب مي شود ويژگي هاي خاص طراحي دشمنان اسلام را مي توان در 3 محور خلاصه كرد .
1- دشمني با اسلام و همه مسلمانان :
دشمنان اسلام در رأس آنان آمريكا و با توطئه و طراحي مرموزانه اسرائيل غاصب پروژه تضعيف اسلام را دنبال مي كنند و در مجموع هيچ دشمني كه ادعاي نابودي اسلام و مسلمين را داشته باشد نه دوست سني است ونه دوست شيعه و هيچ مذهب ديگر وقتي اسلام تضعيف شد يعني همه مذاهب به نسبت تحقير و از بين خواهند رفت دوستي با يك مذهب دشمني با دين اسلام است و دشمني با اسلام دشمني با همه مذاهب است لذا دشمنان قسم خورده دين مخالف سرسخت اصول دين ما هستند كه خداوند در رأس پيامبر اسلام به عنوان وجه اشتراك همه مذاهب و قرآن به نام قانون اساسي و تنظيم رفتار و كردار و نسبت به آن با معاد كه هيچ كدام از اين اصول همه مذاهب در فرهنگ دشمنان نمي گنجد با شناخت اين پروژه هاي طراحي شده ضد دين و مسلمانان مي توان به الزام اتحاد بين مسلمين عالم ايمان آورد و براي حفظ آن تا سرحد جان تلاش كرد .
2- عمل دشمنان اسلام و آثار آن در جهان اسلام :
پروژه ضد ديني دشمنان در رفتار و كردار آنان در ممالك اسلامي مشهود و باعث رنجش همه مسلمانان و درد امت اسلامي است طراحي عوامل تندرو و افراطي در مذاهب شيعه و سني و تربيت انسانهاي تندرو به نام دين و ايجاد زمينه ترور و برادر كشي از مصاديق اين ادعا است افغانستان نمونه بارز آن است و اكنون در عراق ودر چچن كه در مقدمات اين توطئه شناسايي افراطيون در مذاهب و تقويت آنان تا سرحد اعلام حكومت به نام طالبان و تندروي هاي غير معمول نسبت به زنان و رفراندم و دمكراسي با نام مخالفت دين و مجوزهاي ديني زمينه ساز نگاه تعجب آور بين المللي نسبت به اسلام و اعلام اين حركت به عنوان خطر در آينده و شروع جنگ تمدنها و مجوز مبارزه با آن حتي زير پا گذاشتن حقوق بشر و همه حقوقهاي مورد ادعا براي ملت خود از توطئه هاي جديد استعمارگران است با ايجاد جنگ داخلي و ايجاد زمينه برادر كشيهاي غير متعارف در طول تاريخ ملت مسلمان را بدون توجه به زبان و نژاد و مذهب ملتي غير قابل تحمل در صحنه بين الملل معرفي مي كنند درواقع شعار مشترك دشمنان اسلام تفرقه بينداز و حكومت كن بوده و امروز هم در كشور اسلامي پاكستان اين پروژه و خطرناك تر از گذشته در حال شكل گيري است كه جز انسجام و اتحاد مردم در داخل كشورها و ممالك اسلامي راهي براي خنثي كردن اين توطئه وجود ندارد
داخل شدن در جنگ نا برابر در كشور عراق و تخم دشمني تا دهها نسل آينده آن كشور از حوادث ناگوار در چند سال اخير بود كشوري كه مهد تمدن اسلامي بوده و علماي بزگوار اهل تشيع و تسنن در آنجا خدا و پيامبر و قرآن را در جان مردم و روح آنان تفهيم و تزريق كرده اند امروز حتي به اماكن مقدس اين كشور رحم نمي شود و توطئه هاي غير قابل تحمل به اماكن مقدس اهل تشيع كه مورد احترام اهل تسنن در همه جهان است وبي حرمتي به مساجد و اماكن مقدس و مورد توجه اهل تسنن كه بدون شك مورد احترام و ارادت اهل تشيع است از مصاديق اين تفرقه اندازي است و اين يعني تخم تفرقه را كاشتن و به اسلام و ريشه دين اسلام نا محرم بودن، در سرزمين افغانستان سني مذهب و عراق سني و شيعه تفرقه كردن يعني دشمني مشترك با مذاهب و دشمن با دين اسلام كه الزام ديگر وحدت و يكپارچگي مسلمانان را طلب مي كند.
آري توطئه هاي اسرائيل در نسل كشي مسلمانان فلسطين كه بيش از 99 درصد آن اهل تسنن هستند و لبنان كه عكس آن اهل تشيع مي باشند تفسيري جز دشمني با اسلام و قرآن و پيامبر و قبله مسلمانان ندارد پس در اين شرايط حساس بايد فرياد برآورد اي مسلمانان شيعه و سني و مذاهب مختلف راهي جز اتحاد و پيروي از مناديان اين امر مهم خداوند وجود ندارد و همه در اين مكان مقدس به اين باور و يقين برسيم كه به حكم الهي عمل كنيم و در برابر توطئه هاي دشمنان از هوش فرهنگي و ديني خود استفاده و به اتحاد و انسجام اسلامي فكر كنيم و براي تحقق اين مهم تلاش نمائيم .
4- تهاجم فرهنگي شروع جنگ با ارزش هاي ديني مسلمانان
پيشرفت تكنولوژي امروزه ازعوامل مهم و مؤثر در تهاجم فرهنگي و تقويت جبهه جنگ با ارزش هاي ديني مسلمانان است ودشمنان امت اسلامي از اين وسيله ارزشمند براي كم رنگ كردن تعهدات جوانان ما نسبت به اسلام و حفظ ارزشهاي ديني از هيچ كوششي دريغ نكرده و با اين تهاجمات كه مقام معظم رهبري تئورسين اتحاد و انسجام اسلامي در سال 86 آن را به عنوان شبيه خون فرهنگي ياد نمودند با استفاده از فرهنگ غربي و بي حجابي و به دور از ادب و عفت كه استاد شهيد مرتضي مطهري فيلسوف فرزانه انقلاب فرمودند : اگر بي حجابي و بي عفتي تمدن است پس حيوانات از ما متمدن تر هستند . با اين وسيله و اسباب زمينه تحريك جوانان و تهي كردن آنان از تعهدات ديني را فراهم مي آورند تا با آن وسيله تعهدات فردي ، خانوادگي و اجتماعي را به پايين ترين سطح خود كشانده و تقليد كوركورانه همراه با حقارت امت اسلامي را پايه ريزي نمايند و اين مسأله به همه مسلمانان نه با مذهب و كشور وزبان خاصي مرتبط است. اتحاد امت اسلامي يك ضرورت براي حفظ چهار چوب ارزش ها و اعتقادات و آداب و سنن ديني همه مذاهب اسلامي است .
نقش انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در
در تاريخ صدراسلام تا كنون و با رعايت اختصار در بيان موضوع مي توان نتيجه گرفت كه مسلمانان در 3 دوره توانسته اند قدرت اسلام و امت اسلامي را به مرحله ظهور و باور برسانند كه اين قدرت زمينه تحت شعاع قرار دادن قدرت هاي ديگر مذهبي و غير ديني را در سطح بين المللي فراهم آورده كه در تاريخ به آن اشاره شده است ابتدا قدرت اسلام در زمان پيامبر(ص) و متلاشي شدن قدرت هاي پيرامون و توسعه فرهنگ ديني و اعتقادي مسلمانان در سراسر شبه جزيره عربستان و دنياي پيرامون آن كه نمونه آن ابلاغ اين رسالت به پادشاهان قدرتمند ايران ، روم و مصربود كه نشان دهنده قدرت اسلام و مسلمين در آن زمان بوده است و توسعه اسلام بعد از پيامبر در دوران خلفاي راشدين در آفريقا و ايران و ساير ممالك اسلامي امروز وبعد از آن آزادي قدس دردو مرحله بسيار حساس و شروع جنگ هاي صليبي و . .. و نهايتاً تشكيل امپراطوري عثماني و توسعه همه جانبه اين امپراطوري در دنيا به عنوان قدرت اسلامي و ديني كه بعد از اين مراحل مهم وحساس دشمنان اسلام توطئه هاي ضمن قدرت اسلام را آغاز و موفقيت هايي را بدست آوردندكه در اين زمينه يعني نابودي اسلام و مسلمانان را باورو يا بي خطر بودن مسلمين دنيا و حكومت كشورهاي اسلامي را تأييد و از جانب اسلام احساس خطر جدي نكردند و به اين نتيجه رسيده بودند كه در هيچ زماني اسلام و مسلمين نمي تواند خطري براي منافع استعمارگران و سرمايه داران حاكم بر دنيا باشند انقلاب اسلامي و رهبري منحصر به فرد امام كه شجاعت و تعصب او به اسلام در تاريخ ثبت خواهد بود و هوش ديني و فرهنگي معمار انقلاب اسلامي و پيروزي انقلاب اين فرضيه را خنثي و استعمارگران و دشمنان اسلام رشد سريع مسلمانان آنهم در قلب خاورميانه و بزرگترين كشور اسلامي كه تا گذشته همپيمان اسرائيل و زير دست آمريكا و تمرين كننده فرهنگ غربي و اروپاييان بود به فكر عميق همراه با تأسف و تأثر واداشت و تجديد قواي ديني و مذهبي را تجربه نمودند . و اثر مهم ديگر اين پديده نادر يعني پيروزي انقلاب آنهم با رهبري مجتهدي بزرگوار و با دستان خالي اما انديشه بزرگ در بين ملل اسلامي جهان بيداري و تفكر مسلمانان وشروع انقلاب هاي اسلامي در كشورشان و ايجاد راه و روش و اسباب اين مبارزه در انديشه هاي ديني رهبران اين سرزمين پيگيري مي كردند همان انديشة مورد نظر مولاناي رومي كه وجود انسان را انديشه او مي داند .
اي بــرادر تو همــه انديشــه اي ما بقـي خود استخوانو ريشه اي
چونگل است انديشه ات تو گلشني وربـود خـاري تو هيمه گلخني
اين فكر و انديشه هاي اسلامي راهنماي شروع حركت براي رهايي از ظلم شد، انقلاب اسلامي دشمنان دين را مأيوس و شكست خورده كرد و مؤمنان و مسلمانان جهان را بيدار و اميدوار و در وجودشان انرژي و انگيزه كاشت و اين صداي بلند و معروف حزبُ اللّهِ هم الغالبون را به گوش مسلمانان جهان انداخت . تا با اين باور عميق كه وعده هاي الهي قابل تحقق هستند براي رسيدن به اوج عزت مسلمين و احقاق حق دين داران با قانون الهي تلاش كنند
پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران تقويت اراده مسلمانان
حمايت همه جانبه آمريكا از شاه ايران در طول تاريخ معاصر وهم پيماني حكومت شاهنشاهي با اسرائيل و دوستان آنان كه از هرنظر شاه و عوامل او را بيمه شده در جهان معرفي مي كردند و در مقابل هر نوع تهديد داخلي و خارجي تضمين شده ميدانستند اما پيروزي انقلاب اسلامي مانند نوري براي همه مسلمين عالم تقويت روحيه و اراده بود كه با اين حركت بيداري و حركت براي احياء دين اسلام در مسلمانان جهان طنين افكن شد . با اين باور عميق كه مي توان در هر شرايط حساسي با الهام از دين تغيير ايجاد كرد و پشتيبان اين اميدو آرزو آيات قرآني در اين زمينه و رهبري قرآني است كه براي هر نوع تحول نياز به تحول و تغيير نفس است و خداوند بدون آن تغيير و تحول و حركت سرنوشت هيچ قومي را تغيير نخواهد داد .©إنَّ اللَّه لايغير ما بقومٍ حتي يغير ما بأنفسهم ¨.
و اين انقلاب نشان از اراده همه انسانهاي مسلمان در اين سرزمين دارد كه با تغيير انديشه خود و دوري از غرب و ارزشهاي آن راه نجات خود را احياء دين اسلام و توجه و عمل به رسالت پيامبر و پيروي از رهبران ديني خود دانستند و در آن مسير كوشا و جانانه ايستاند و انتقال اين باور به مسلمانان جهان اسلام راه روشن نجات از بند ظالمان است .
تدوين قانون اساسي و حمايت از مستضعفان جهان
تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي با مفاد آيات قرآني و حمايت هاي ويژه از مسلمانان جهان و فلسطين و مستضعفين به عنوان قانون ترقي و اولين منشور رسمي حمايتي و به عنوان مشكل و درد مشترك همه مسلمانان عشق و شوق و اميد و اراده مسلمين جهان را بيدار كرد ومفهوم واقعي اين قوانين همان وابستگي به امت اسلامي و احساس درد مشترك و تحقق معناي وحدت و انسجام اسلامي بين امت اسلامي خارج از محدوديتهاي زماني و مكاني و نژادي و مذهبي است .
نظام جمهوري اسلامي با استناد آيات قرآن ، سنت پيامبر اسلام و رفتار امامان و بزرگان دين تدوين و برقرار شده است كه در آن همه ارزش هاي ديني و اسلامي جايگاه خاص خود را داشته و مرز و جغرافياي خاصي ندارد بنابراين صداي جمهوري اسلامي كه در آن قرآن ، پيامبر ، اخلاق ، قيامت و كعبه و مشتركات ديني همه مسلمين عالم جايگاه ويژه دارد و عملكرد اين رهبران در مقابله با دشمنان مشترك در جهت عزت همه مسلمين اميدو آرزو و موجبات بيداري اين مردم مسلمان در همه نقاط دنيا خواهد بود و معماري اين انقلاب و مهندسي و نقشه مصالح اين بناي بزرگ اسلامي در اين قرن پر آشوب مهندسي ديني ، و با مصالح وحدت و يكپارچگي و نقشه تحقق وعده هاي الهي در نجات مسلمانان و خود نو سازي دين داران بوده است و مقام معظم رهبري چه زيبا و با احساسمسئوليت منحصر به فرد در اين جهان با حاكميت قدرتمندان بي تقوي و از خدا بي خبر كه بي رحمانه همه مسلمانان را در سراسر دنيا به جان هم انداخته يا به جان آنان افتاده فرمودند تحريك عواطف مذهبي و فراهم كردن زمينه اختلاف گناه است و كساني كه چه شيعه و چه سني در واقع بر برآورده شدن هدف سازمانهاي جاسوسي آمريكا و رژيم صهيونيستي كمك كرده اند و در پيشگاه الهي نير به شدت مؤاخذه خواهند شد .
نقش انديشه رهبران انقلاب و عملكرد آنان در بيداري مسلمين
شكست سياسي ناشي ار حضور ميليوني مردم جهان در راهپيمايي هاي روز قدس و شكست نظامي آمريكا و اسرائيل از حزب الله لبنان حكايت از روشنگري ها و اثرات نقش نظام در بيداري و هوشياري مردم مسلمان دنيا مي باشد . موضوعگيريهاي عالمانه رهبر معظم انقلاب در حمله نظامي به كشور مسلمان عراق و افغانستان و سخنراني هاي اثر گذار در بيداري ملت هاي دربند و مورد تهاجم جزو اثرات مثبت آن در تاريخ اين جنگ ها ثبت خواهد شد .
و امروز بدانيم كه توطئه محورهاي شرارت در دنيا به پايان نرسيده است و مسأله پاكستان بعداز توطئه هاي زنجيره اي به عنوان قدرت اتمي در مقابل دشمنان پروژه جديدي است كه بدون شك عواقب آن بهتر از ساير كشورهاي اسلامي مورد تهاجم نمي باشد . هوشياري رهبران اين نظام ايستادگي در مقابل دشمنان تأكيد بر فن آوري هاي جديد انرژي هسته اي و اقتدار اسلامي با راهكارهاي عالمانه و حكيمانه زمينه ساز تداوم اين ارزش ها خواهد بود وبه قول حضرت مولاناي افتخار اسلام و ايرانيان كه مي فرمايند:
دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد به زير آن درختي رو كه گل هاي توبه سر دارد
در اين بازار عطاران مرو هر سو چو بيكاران به در آن دكاني رو كه در دكان شكر دارد
امروز بيش از هر زمان ديگر بايد در دنياي اسلام دنبال انديشه هاي نو و احياء گر دين اسلام راهي شويم تا با آن احياگري ها به ارزش هاي اوليه و خالص دين مبارك اسلام نزديك تر و با آن زندگي كنيم و ديگران را با سعادت دنيا و آخرت آشنا و مزين نمائيم .
انشاء الله
حج معراج مؤمنين است و فلسفه آن دوري از شرك و ريا و غير خدا پرستي و شركت در همايش اتحاد و انسجام و ديدن عظمت مسلمانان و مشتركات مؤمنين عالم است . حج همايش واقعي با هم شدن براي نمايش عزت و اقتدار دين و جمع مسلمانان جهان مي باشد كه با زيارت پيامبر اعظم (ص) و طواف خانه خدا و سعي صفا و مروه ، عرفات و رجم همه شيطانهاي ظاهر و باطن اين همايش ها با اهداف فردي و اجتماعي تحقق خواهد يافت در اين مراسم حج كه نمونه اي از همه عبادات و جمع طاعات و دستورات الهي است راهي عملي براي پاك شدن ، پاك بودن و پاك ماندن و توبه نصوح از گذشته تاريك خود و ورود به روشنايي خورشيد تابان آموزه هاي ديني است . در همايش حج ابراهيمي احساس تلخ جدايي و تفرقه مسلمانان مرور خواهد شد و لذت وحدت و يكپارچگي مسلمين عالم هويدا و بر قلب همه مؤمنين جهان پديدار مي شود. حج كنگره سراسري و تكميلي تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي است .
واژگان كليدي
حج معراج مؤمنين ، فلسفه فردي حج ، فلسفه اجتماعي حج ، حج ابراهيمي ، و پيشواي توحيدي ، حج همايش اتحاد و انسجام اسلامي ، حج مجموعه عبادات ،حج همايش احساس تلخ جدايي و احساس لذت بخش اتحاد و انسجام و با هم بودن ، حج بازگشت به خويش ، رسيدن به اصل و ريشه و حج همايش جلب رضايت حق تعالي، و آرزوي قبله اول مسلمين . تفكر مستمر فردي جلسات روزانه ، عيد هفتگي ، عيد سالانه ، كنگره تكميلي
فلسفه حج تقريب مذاهب اسلامي
خداوند تعالي مي فرمايند :© وَ لِلّهِ عَلَي الْناسِ حَجَ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إليهِ سَبيلا ¨. آل عمران آيه 97
بر مردماني كه استطاعت راه دارند واجب است كه براي خداوند حج بيت الله را انجام دهند .
فلسفه و حكمت حج بر دو نوع است 1- فردي 2- اجتماعي فلسفه فردي حج اين است كه مسلمان كه خود را در واقع فرزند ايماني حضرت ابراهيم مي داند از او پيروي كند چون حضرت ابراهيم (ع) اول بت هاي شرك را كه قوم خود در درون و جان او تعبيه كرده بودند با تبر آگاهي و دانش و جهاد :© إني بَريٌ مِمَّا تُشْرِكُون¨. شكست و خود را از همه آنان پاك و بي آلايش نمود و همه وابستگي هاي خود را در درون و برون با آنان قطع كرد و فاصله گرفت و با عزم راسخ :
© إنّي وَجهْتُ وِجهْي لِلَّذي فَطَر السَّموتِ و الأرض حَنيْفاَ وَ مَا أنا مِنَ المُشرِكينْ ¨. اساس ايمان و يقين را با مصالح جاويد اخلاص :© إنَّ صَلوتي وَ نُسُكي وَ مَحيايَ وَ مِماتي لِلّهِ رَبَّ الْعالَمين ¨. طراحي و خانه توحيد مطلق را بر آن بنا نمود و همه عوامل شرك ظاهر و باطن كه جاي خدا و توحيد واقعي را گرفته بودند از خود زدود. و به فرزندان توحيديش وصيت كرد تا در قلبشان ماندگار و پايدار بماند :© وَ لا تَمُوتُنَّ اِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون ¨ جز ربالعالمين را نپرستيد و خانه اي غير از خانة توحيد را نشناسيد زيرا جز اين خانه و اين صاحب خانه يعني خداي يگانه لا اله الا الله همه بيگانه اند پس عبد مسلمان به پيروي از پدر ايمانيش ابراهيم (ع) درون خود را از بتهاي شرك پاك سازي و براي آرايش و بازسازي آن به كعبه مي رود و در مقام آن حضرت مي ايستد و خود را در راستاي نداي توحيد او ميبيند و طنين صدايش را از دل جبل الرحمه به گوش هوش مي شنود و هم صدا با او پيمان ابديت توحيد را در خانه توحيد با خداوند واحد احد مي بندد و قبله اي كه هميشه رو به آن نماز خواند و تعهدات ديني خود را با خدا مرور كرده است از نزديك مي بيند و با آن كعبه دل ملاقات ميكند و آرامش درون و ظاهر خود را باز مي يابد اين تعهدات دروني او باخداوند در اين خانه دل مؤمن لذت بخش خواهد بود كه هيچ جا و مكاني جاي آن را نخواهد گرفت و مَن دَخَلَ كان امنا و اما فلسفه اجتماعي حج تقريب همه مذاهب است چون همه مسلمين جهان شعاع هاي دايره ايمانند از مبدأ پيرامون ، به نقطه مركزي مقصد مي پيوندند اگر چه شعاعهاي دايره را محيط ايمان گرد آورده است اما در مبدأ نسبتاً از همديگر جدا هستند و هر شعاعي در عالم ترسيم خود را از مجموعه واحدي مي بينند و براي وصول اين نقطه مركزي توحيد در تلاش است و يا همچون قطره اي جدامانده از دريا در عالم جريان نيايش و نماز خود را در همان درياي پهناور وحدت و انسجام دين احساس مي كند و هماهنگ با جزر و مد آن ¥اياك نعبد و اياك نستعين¤ مي گويد هم اكنون در اين شرايط ويژه احساس مي كند كه به اصل واصل مي رسد همه مسلمانان در نقاط مختلف دنيا با رنگ هاي متفاوت ، زبان هاي گوناگون و نژادهاي متنوع و مذاهب مختلف دايره اي به اين وسعت با تمام شعاع هايش به نقطه وحدت يعني مركزاين دايره ديني يعني كعبه خانه خدا رسيده است و دريايي با تمام قطراتش در يك محيط آرميده اند چنانكه دريا از قطره ها ودايره از شعاع هاي فراواني تشكيل يافته است اسلام هم از نژادهاي ، مختلف تشكيل يافته است و همچنانكه شعاع هاي يك دايره با هم مساوي و قطره هاي يك دريا با هم برابر هستند افراد امت اسلامي با هم برادر و برابر هستند §إنَّمَا الْمؤمِنون إخوه¦ همه مؤمنان در هر جا و هر نژاد و رنگ و زبان و مذهبي باشند مادام كه در حول و محور اين اصول بگردند برابر هستند و از يك پيكر و گوهر مي باشند پس بايد فهميد كه فلسفه حج من و تو ما شدن است و قطره به دريا شدن و اصل و ريشه را يافتن مي باشد و از فصل و تفرقه روي گردانيده و در دايره ايمان حرم امن ايمن ماندن است و دشمنان ديرينه دين و مسلمان را به حرم امن راه ندادن است و به سان دريا خروشيدن و دشمن را فرو كشيدن است .
حج ابراهيمي تقريب مذاهب اسلامي است
در حج ابراهيمي كه همايش عزت و عظمت مسلمانان و نمايش قدرت دين مبين اسلام و تمرين وحدت و انسجام است بايد درسهاي ديني خود را كه از قرآن و با زبان پيامبر اعظم براي همه مسلمانان ارائه و آموزش داده شده است را مرور كنيم و آن را در زندگي فردي ، اجتماعي ،ديني و مذهبي خود به كار بريم حج معراج مؤمنين است و همايش عزت و اقتدار دين داران و ميدان رسيدن به وحدت عملي و لذت بردن از انسجام اسلامي و وحدت امت اسلامي است .
حج معراج مؤمنين براي تماشاي
1-
2- قطره به دريا شدن است :
همانطوري كه قطرات آب به تنهايي نمود و جلوه اي نداد و ناشناخته مي باشند و تنها خاصيت آنان به تنهايي تعلق به يك اصل و شناسنامه آن اصل يعني درياي بي كران مي باشد مسلمانان هم هر كدام به مثابه قطره هاي جدايي هستند كه هر كدام با هر رنگ و نژاد و مذهبي نمونه اي از اصل و وابسته به اصل دين ميباشند اما هر كدام زماني معني پيدا خواهند كرد كه در عظمت آن درياي عظيم معرفت و كوه بزرگ قدرت قرار گيرند و با تعصب فراوان و شتاب مستمر براي ملحق شدن به آن درياي معنوي كوشش نمايند و وجود خود را در وجود او احساس كنند و عضوي مؤثر و مشابه براي آن اصل باشند .
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق
(ني نامه مثنوي )
تماشاي اين شور و شوق و رسيدن به اصل خويش يعني امت اسلامي و شركت در انسجام اسلامي يقين انسان و همه مسلمانان را در عظمت وحدت امت اسلامي صد جندان خواهد كرد .
3-
همچنانكه حضرت مولاناي رومي مي فرمايند كه انسان از اصل خويش جدا شده است و اين حكايت تا روز قيامت هم ادامه دارد امادر يك برهه از زمان و با يك مراسم و يژه اي اين حكايت و شكايت به مظاهر دنيايي آن يعني وحدت وجود مسلمانان تبديل خواهد شد .
بشنو از ني چون حكايت مي كند از جدايي ها شكايت مي كند
كـز نيستان تا مــرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند
اصل را ديدن و به آن وصل شدن همان آرزوي ديرينه حكايت جدايي از اصل خويش است و مسلمانان عالم در اين همايش خود را با اصل يك جا مي بينند و احساس عزت و سرافرازي وقدرت مي كنند .
4-
5- شناسايي دشمنان و برائت از مشركين است :
6- همانند دريا خروشيدن است و همانند خورشيد نور افشاني كردن و دشمن را فرو كشيدن است :
اين جمعيت مشتاقِ آگاه كه از همه چيز بريده اند تا به اصل خود برسند و عظمت و شكوه او را از نزديك احساس كنند همانند دريايي خروشان و با شكوه و عظمت خود را به همه دنيا معرفي خواهند كرد و تماشاي اين احساس لذت بخش و زيباست و اين وحدت و خروش براي همه دينداران كه درخانه هاي خود و كشورهاي خود تماشاچي اين صحنه ها و اين همايش ها هستند زيبا تر و اميد و آرزوي آنان را بيش از پيش خواهد كرد . و اين عظمت و شكوه بي مانند شكست سپاه ابرهه زمان اشك شوق و عشق مؤمنين است كه در اين نور و خروش هويدا شده است .
ابـــرهه با پيل بهر ذل بيت آمده تا افكند حي را چـو ميت
تا حريم كعبه را ويران كنــد جمله را زان جاي سرگردان كند
تا همه زقــرار گرد او تننـد كعبــه او را همــه قبله كنــند
وز عرب كينه كشد اندر گزند كه چــرا در كعبه ام آتـش زنند
عين سعيش عزت كعبه شده موجــب اعــزاز آن بيت آمده
مكيان را عز يكي بود صد شده تا قيامــت عزشان ممتـد شده
او و كعبه او شده مخسوف تر از چـي است اين ؟ از عنايات قدر
7-
اين تماشاي نكو و زيبا براي همه مسلمين عالم روح و تماشايي دارد و احساس عزت و اقتدار اما براي حجاج ايراني كه رهبر آگاه و هوشمندشان اين سال مبارك را به نام اتحاد و انسجام اسلام نامگذاري كرده است روح و زيبايي ويژه و خاص الخاص خواهد داشت و احساس بزرگي و رضايت كه دين ما يعني اسلام عزيز با نظام اسلامي ما پيام وحدت و انسجام را در بر داشته است واين وحدت وجود دين مبين اسلام و حكومت اسلامي در اين عصر و زمانه باعث خشنودي همه مسلمانان و رضايت درون موحدان در جهان اسلام خواهد بود .
خوشتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران
8-
9- همايش ديدن عواقب تلخ تفرقه و عواقب لذت بخش و عزت مند وحدت و انسجام اسلامي است :
در اين مراسم حج يكي بودن اين قطرات ذلال در همه اقصاء نقاط دنيا چشم هر بيننده اي را خيره و چشم آنان را پر از اشك شوق اشتياق و رضايت مندي خواهد كرد و احساس پراكندگي و دشمني و فاصله اين درياي عظيم عزت و اقتدار يأس و نا اميدي و خاطرات تلخ را در وجود همه مسلمين عالم پديدار مي نمايد .
10-
بدون شك اين عشق و وحدت مسلمانان و پاسخ به دستورات و اوامر الهي مبني بر وحدت و انسجام رضايت خداوند را در بر خواهد داشت و آيه ©وَاعْتَصِموا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لا تَفَرقوا ¨دقيقاً عمل به محتوي و پيام اوامر خداوند و تحقق دستورات آن حضرت حق است و رضايت او را در بر خواهد داشت در جايي كه همه گريه ها كه از نا اميدي است در محضرشان به خنده و اميد و رضايت تبديل مي شود و همه احساس تنهايي و مرگ تدريجي به حيات و اقتدار تبديل مي شود و عشق و عشق ورزي به حق و محبان حق تعالي به دولت هاي اميد مبدل مي گردند رضايت حق را هم در پي خواهد داشت (رضي الله عنهم و رَضُوا عنه) همه از خدا راضي و خداوند هم از آنها راضي خواهد شد و به قول حضرت مولانا رومي نسخه حج و معراج مؤمنين در ديدار حق تعالي اين خواهد بود .
گريه بودم خنده شدم مرده بودم زنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پـاينـده شـدم
اللّهُم ارزُقْنا زيارِةَ بيتكَ المُحَّرَم و زِيارةِ قَبْرِ بيتِكَ الْمُعَظَمْ و ارْزُقنا زِيارة الْمَسجدِ الاقْصي الْقِبْلَه الاُولي لِلمسلمينَ منْصُورينَ مُنْتَصِرينَ آمينَ غانمِينَ يا ربَّ العالمين .
نتيجه گيري نهايي كنگره حج
دين اسلام دين زندگي كردن است دين رشد و ترقي و دين آرامش و امنيت و صلح و سازش با همه انسانها و دين مبين اسلام كلاس آموزش زندگي سالم و مسالمت آميز و عالمانه و زاهدانه و دين مبين اسلام دين عاقبت به خيري در دنيا و آخرت است . و حج تكميل كننده اين كلاس هاي آموزش ضمن زندگي است كه در آن همه توان در تحقق آموزه هاي دين در رفتار و كردار مسلمانان عرضه و بروز خواهد كرد و حج تكميل اين فرايند آموزشي است .
1-
اسلام دين تفكر است و درقرآن كريم همه مسلمانان به تفكر كردن به جهان و خلقت خداوند و مخصوصاً به خلقت خود ، خلقت شتر ، خلقت زمين و آسمان و دريا سفارش شده اند و خصوصاً دين داران را تشويق و ترغيب به فكر كردن مينمايد تا با تفكر و منطق دين مبين اسلام را بپذيرند و درمقابل خدا تعظيم و به وعده هاي الهي ايمان آورند اسلام دين تحقيق شده را تبليغ و برنامه هاي ديني را در معرض تفكر و نقد و پذيرش قرار مي دهد و پيامبر بزرگوار اسلام هم ميفرمايند «مَنْ عَرَفَه نَفْسَهُ فَقَدْعَرَفهَ رَّبه » شناخت خود و نفس باعث شناخت كامل خداوند منان است و شناخت خدا راهي جز شناخت خود وخويشتن ندارد .
حضرت مولانا مي فرمايند و كسي كه از شناخت خود عاجز باشد بدون شك به خدا شناسي نخواهد رسيد :
صدهزاران فصل داند از علوم جان خود را نمي داند آن ظلوم
داند او خاصيت هر جوهــري در بيان جوهر خود چون خري
كه همـي دانم يجوز و لا يجوز خود نداني تو جوزي يا غجوز
قيمت هركالاهي دانيكهچيست قيمت خود نداني احمقي است
2- جلسات محلي روزانه
دين مبين اسلام و همه مذاهب ديني كه در آن نماز پنج گانه مشتركات آنان محسوب مي شود در اوقات معين فرض گرديده است انَّ الصَّلوَة كانَتْ عَلَي الْمؤمِنين كتاباً موقوتاً و اجتماع علما و مذاهب نماز جماعت و در مسجد چندين برابر ثواب نمازهاي فردي را دارد و اين تشويق و هديه الهي براي ترغيب و هدايت مسلمانان به مراكز همايش عبادي يعني مسجد و تشويق و ترغيب مسلمانان به جلسات محلي است تا انسانها از تنهايي فاصله گرفته و خود را به جماعت و گروههاي ديني و اسلامي متصل نمايند و اين جلسات محلي و ارتباط روزانه مسلمانان باعث تقويت اين روابط اجتماعي بر اساس آموزه هاي ديني شود و اتحاد و وحدت اسلامي و انسجام ملل مسلمان با اين مقدمات آموزش هاي ديني و مذهبي سهل تر و گواراي وجود مؤمنين شود .
3-
بعد از تفكر مستمر مسلمانان در خلقت موجودات و يافتن جايگاه انسانها در اين خلقت هاي متنوع و شركت در جلسات روزانه محلي زمينه عيد هفتگي مؤمنين در هر روستا و شهر فراهم و همه مؤمنان در يك مسجد مركزي و جامع گرد هم مي آيند تا در هر هفته زمينه اين اتحاد و انسجام اسلامي فراهم آيد و در هر روستا و شهر مؤمنان هماي عزت و اقتدار خود را ملاحظه نمايند و دوستان ديني براي شركت در اين عيد هفتگي تشويق و دشمنان و خداگريزان با عزت مسلمانان ذليل و خوار شوند قال رسول الله (ص) : الجمعه حج المساكين و عيد المؤمنين جمعه روز حج مسكين و عيد مؤمنان است.
و اين از بركات و نعمات الهي و نشان دهنده برنامه ريزي عالي و آموزه هاي ديني ما در حفظ و حراست دين اسلام و تمرين اتحاد در انسجام اسلامي و نشان از عزت و اقتدار مؤمنين در هر روستا ، هر محل و هر شهري خواهد بود.
4-
بعد از مراحل فردي ، محلي و روزانه و هفتگي در هر سال بر اساس سنت حضرت رسول اكرم بعد از عبادات ماه مبارك رمضان و يك ماه تمرين بندگي و تحمل تشنگي و گرسنگي و همچنين انفاق ويژه ماه مبارك در روز اول ماه شوال همه مسلمانان در مسجد محل خود و مساجد جامع در سراسر كشور بصورت همزمان عيد مؤمنان و مسلمانان را با عبادت و موعظه رهبران ديني محلي برگزار و دل رنجي ها و نگراني هاي يك ساله خود را با حضور در كنار هم و برگزاري اين جشن مذهبي و تجديد روابط انساني و بخشش و رحمت متقابل به مرحله اجرا در خواهند آورد در زمينه وحدت ملي و اسلامي را در سطوح مختلف ملي و جهاني تمرين و زمينه فرهنگي و اجتماعي را فراهم مي آورند .عيد هفتگي و عيد سالانه مؤمنين در مقابل اعياد ديگري است كه در آن ميدان گناه كردن و افراط در سطوح مختلف خانوادگي و محلي فراهم مي شود.
5-
اين مرحله در دو سطح مهم و اساسي براي مسلمانان و دشمنان اسلام بازتاب ويژه خواهد داشت و همه جهان را از موحد و غيره تحت تأثير قرار مي دهد و هر سال اثرات اين كنگره بصورت پيوسته باعث تقويت مؤمنين و ذلت دشمنان مي شود .
سطح اول : عظمت كنگره اسلامي با حضور تمام مسلمانان زائر خانه خدا كه هر كدام از حجاج خانه خود را در بدرقه و استقبال در خانه ، محل و در بين دوستان معنويت حج اثر گذار و مرجع اين معنويت بي نظير در تمامي انسانها در جهان به ويژه با توجه به بازتاب رسانه اي تأثيرات معنوي بر جاي خواهد گذاشت و موجبات دلگرمي و اعتماد به نفس ساير مسلمانان در ممالك اسلامي را فراهم مي آورد .
سطح دوم : برگزاري عيد حاجيان يا قربان است كه همزمان و با تأسي از عيد حاجيان و قرباني حجاج در مكه اين جشن به شادي و همراهي با زائران خانه خدا در شهر و روستا و بر اساس سنت حضرت رسول اكرم (ص) برگزار و كنگره سراسري حج به كنگره هاي جزئي تري در تمام جهان اسلام تبديل خواهد شد و همان اتحاد و انسجام اسلامي و برائت از مشركان عصر حاضر و قرباني كردن و دفن شيطانهاي دروني موجي از شور و اشتياق را فراهم مي آورد .
پيامبر اسلام رسول رحمت و پيامبر وحدت براي همه انسانها به ويژه مسلمانان جهان با هر شرايط جغرافيايي و سياسي و هر نوع رنگ ،نژاد، زبان و مذهبي هستند پيامبر مقتدايي نكو استونور محمد بذر همه انسانها است آنچه در قرآن و تاريخ اسلام مشهود است حضرت محمد (ص) عامل مؤثر و مجري تحقق وحدت بين همه انسانها ، اديان و مسلمانان بوده است و تأسي به سنت پيامبر و رفتار و كردار عملي آن حضرت موجبات انسجام اسلامي و عزت و اقتدار مسلمانان در حال وآينده خواهد بود . رحمت پيامبر مكرم اسلام نسبت به همه جانداران، انسانها ( باهر اعتقادي )، دوست، دشمن ، خطاكار و درست كارشامل بوده است مهرباني و نرم خويي حضرت در طول دوران رسالت و زندگي پر خير و بركت باعث اتحاد و انسجام در دوران خود بوده و امروز سنت آن حضرت وسيله اي براي ادامه اين ارزش ديني و اصل معروف در بين مسلمان است همانگونه كه تفرقه جزو منكرات محسوب مي شود اتحاد و انسجام اسلامي اصل معروفات است و پيام مقام معظم رهبري و نامگذاري اين سال به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامي پيامي ماندگار به عنوان ارزشي پايدار در طول تاريخ ايران و جهان اسلام باقي خواهد ماند .
واژگان كليدي
پيامبر رحمت ، رسول وحدت ، نور محمد ، رحمت الهي ، رحمت پيامبرانه و انساني ، منشور وحدت انسانها ، وحدت اديان و انسجام مسلمانان ، سراجاً منيرا ، مصباح رحمه للعالمين و . . .
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيْمِ
©يا ايَّهَا النَّبيٌّ إنّا أرسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِراً وَ نَذيراً . وَداعِيَاً إليَ اللّهِ بِإذنِهِ وَ سِراجاً منيراً ¨.(1)
اي پيامبر ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني و چراغي تابناك باشي .
يكي از موضوعات اصلي در باب شناخت عارفانه پيامبر اسلام (ص) مبحث نور محمد است اين نور همچون خورشيد است كه همه چيز بر گرد او مي گردد و همه تاريكي ها را روشن مي كند اين نور «نام محمد (ص)» است همه تعابير ادبي عرفان اسلامي رنگ از اين انديشه گرفته است و در سطح وسيعي از اسلام عامه مردم از نخستين روزها تا روزگارهاي پيشين نيز نقش مهم و اساسي يافته است پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) شمع محفل است نوري است كه تاريكي اين جهان و درون انسانها را نوراني و منور مي كند شمع تابناكي است و قلب انسانها همچون پروانگان مفتون بر گردش جمع آمده اند
نمي دانم چه منزل بود شب جايي كه من بودم به هر جا رقص سمبل بود شب جايي كه من بودم
پــري پيكر نگاري سرو قدي مــاه رخســـاري ســراپا آفت دل بـــود شب جايي كه مـن بودم
رقيبان گوش بر آواز او در نــاز و مـن ترسان سخن گفتن چه مشكل بود شب جايي كه من بودم
مــرا از آتش عشق تو دامن سوخت اي خسـرو محمـد شمع محفل بـود شب جايي كه من بـودم (2)
از جمله اوصاف و توصيفاتي كه پيرامون وجود پيامبر تنيده اند تا پرده اي نور افشان از ثنا و ستايش بركات او بپوشانند بسيار بوده اند اما قرآن كريم پيامبر را سراجاً منيراً مي خواند يعني چراغ تابناك و اين همان تعبيري است كه عارفان را بر آن داشت تا محمد (ص) را فردي بدانند كه در ظلمت و تاريكي و ظلم و ستم ، نور و عدالت و حق و حقيقت را نمايان و به جامعه خود و نسل هاي آينده عرضه بدارد.
1-آيه سوره 3- سوره مائده آيه 15 2- امير خسرو دلوي موسيقي دان هندي
©قد جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نورٌو كِتابٌ مُبينْ ¨. از جانب خداوند نوري و كتابي روشن بر شما نازل شده است.(3) مقاتل مصباح را استعاره اي شايسته براي محمد (ص) مي بيند نور خدا به واسطه او در گيتي تابان است و بشر به واسطه او به مبدأ اين نور راه مي يابد و عبرت نه شرقي و نه غربي را پس اشارت به جامعيت وجود پيامبر و عظمت الهي در رحمت خود مي بيند كه نه محدود به قومي خاص و نه زبان و نژاد و سرزمين خاص و فراتر از زمان و مكان مي باشد تا به روزگار ما يكي از رايج ترين القاب پيامبر نورُ الهدي بوده است نور هدايت حق مگر نه آنكه محمد (ص) خود از نوري ياد مي كند كه به هنگام خواندن يكي از دعاها در وجود نفوذ كرده است و اين دعا قرن در قرن به گرانبهاترين گنج هاي مؤمنان تعلق داشته است .
خدايا نور در دلم نه ، و نور در جانم ، نور بر زبانم، نور در دو چشمم ، و نور در دو گوشم نه
خدايا بر يمينم ، بر يسارم ، بر پشت سرم و بر پيش رويم بر بالا و بر زير پايم نور ده
خدايا در گوشتم ، و در خون و موي و پوستم نور نه خدايا مرا نور ده ، نورم فزون كن و مرا نورساز
ابن عربي : «پيامبر را بذر نژاد همه انسانها ناميد و مايه وحدت بشريت و همه اديان و رسول رحمت و پيامبر وحدت براي همه نسل ها در حال وآينده »
اين چنين نگاهي به مقام پيامبر و نور محمد است كه همه انسانها و اديان و مسلمانان در وجود پر خير و بركت و منور او غرق خواهند شد و انسجام واقعي را در سنت پيامبر اعظم دريافت خواهند كرد و از نور آن حضرت در زندگي فردي ، خانوادگي و اجتماعي بهره مند خواهند شد. مفهوم نور محمد (ص) به صورت نور الانوار ، نور نورها با اين روايت پيوند داشته است كه او سايه نمي انداخته است و پيامبر سايه نداشته چون نور سايه ندارد . حضرت مولاناي رومي مي فرمايند
مصطفي فرمود از گفت جحيـم كو به مؤمن لابه گر گردد ز بيم
گويدش بگـذر زمن اي شاه زود هيـن كه نورت سـوز نارم ربـود
« مثنوي معنوي »
حضرت محمد (ص ) رسول رحمت و پيامبر وحدت
©وَ ما أرسَلْناكَ إلا رحمه لِلْعالَمين¨ (1)
و نفرستاديم تو را جز آنكه مي خواستيم به مردم جهان رحمت ارزاني داريم .
واژه رحمت در زبان عرب يعني مهرباني ، عطوفت، بخشش ، آمرزش و رحيم خويشاوندي است رحيم نيز مبالغه رحمت است و بنا به گفته اهل خرد رحمت عطوفتي است مقتضي احسان نسبت به شخص مورد شفقت هرگاه وصف رحمت به خدا منسوب گردد تنها احسان است و بس . بنابر اين رحمت از جانب خداوند بخشش و از جانب انسانها مهرورزي و دلسوزي خواهد بود در حديث قدسي اين گونه آمده است: « من بخشاينده ام و تو حضرت رسول (ص) دلسوز و مهرباني نام تو را از نام خود گرفته ام پس هر كس به تو پيوندد من نيز به او مي پيوندم و هر كس از تو جدا شود من هم از او دور مي شوم» اين حديث اشاره مي كند كه رحمت داراي هر دو معني مهر ورزي و احسان است و خداوند آن دلسوزي و مهرباني را در سرشت همه انسانها نهاده است و احسان نيز خاص خود است . در قرآن كريم رحمت به نرم خويي تعبير شده است ©فَبما رَحْمَه مِنَ اللّهِ لنِتَ لَهُمْ ¨ (2) پس اي پيامبر به بركت رحمت الهي با آنان نرم خو و مهربان شدي و اين نرم خويي و مهرباني تو باعث شد كه شما را حمايت و اعتماد كنند و اگر جز اين بود و مهربان و نرم خو نبودي و رحمت را بر آنان ارزاني ننمودي از دور و بر شما پراكنده مي شوند.
مهرباني و نرم خويي پيامبر و رحمت او كه از همه انسانها بالاتر و ارشمندتر بود باعث وحدت و يكپارچگي همه انسانها و اديان و مؤمنين گرديد و اين رحمت الهي كه در رفتارهاي پيامبر مكرم اسلام نسبت به همه اطرافيان چه دوست و چه دشمن و بيگانه و خويش اعمال مي گرديد بعضاً بصورت هاي ديگر در رفتار او مشاهده مي شد هم چنان كه خداوند مي فرمايد اي پيامبر ©و اخضُض جناحَكَ لِلْمُؤمنين¨ (3): خويش را براي مؤمنان فرو گستر تا در زير بال هاي رحمت تو در آرامش و امنيت و عزت و ارزش قرار گيرند و از مهرباني بال فروتني را بر آنان بگستر
©و اخضض لها جناح الذل من الرحمه ¨ (4) رحمت فضيلتي اسلامي قرآني است كه بر توان و ارزش آدمي دلالت مي كند زيرا انسان مهربان جز نيكي را فقط براي خويش نگاه نخواهد داشت و انديشه را در چيزهاي بي حاصل محمل نخواهد گذاشت بلكه به دروغ همه انسانها به عنوان يك انسان درك مي كند و رنج و زيان مسلمانان و مؤمنان را مانند خودش پذيراست و در مدد و همكاري با آنان آماده است .
1-آيه 107 سوره انبياء 3- 2- آيه 159 سوره آل عمران 4-
رسول خدا نمونه اعلا و اسوه والا براي اهل قرآن و قرآن پژوهان است كه خداوند در چندين آيه او را به فضيلت رحمت مي ستايد و او را پيامبر رحمت معرفي مي نمايند در آيه 159 سوره آل عمران اشاره مي فرمايند كه :«پس به بركت رحمت الهي با آنان نرم خو و پر مهر شدي و اگر تندخو و سخت دل بودي قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي شدند پس از آنان در گذر و بعد از رحمت براي آنان دعا كن از خدا آمرزش بخواه تا رحمت تو تكميل گردد بعد از مهرباني و نرم خويي بخشش و گذشت و بعد از آن دعا و طلب آمرزش براي كساني كه با آنان رحمت مي كني ارزشمند خواهد بود. و براي ايجاد رابطه و اعتماد با آنان مشورت كن تا اين محبت و مهرباني به رابطه تبديل شود» خداوند در معرفي پيامبر اعظم به امت اسلامي مي فرمايند :
©لَقد جاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنفسِكَم عَزْيز عَلَيْهِ ما عَنمْ حَريْصٌ عَلَيْكٌمْ بِالْمُؤمنينَ رئوفٌ رَحيْم ¨ (1)
يقيناً براي شما پيامبري از خودتان يعني از نوع بشر و شرايط جامعه آن روز در بين اعراب فرستاديم كه آنقدر شما را دوست دارد و بر او دشوار و سخت است كه شما در رنج بيفتيد . به هدايت شما حريص است و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است و اين نوع مهرباني و دلسوزي از نوع رحمت الهي است و آخرين درجه مهرباني و دلسوزي مي باشد
و بعد از معارفه پيامبر به امتش مي فرمايند ما شما را رسولي جز مايه رحمت و براي مهرباني كردن به جهانيان نفرستاديم
1-آيه 128سوره توبه
اقبال لاهوري مي فرمايند :
دل به محبوب حجازي بستـه ايم زيـن جهـت بـاهــم پيـوستـه ايـم
عشـق او سرمايه جمعيت است هم چون خون اندر عروق ملت است
هرگز نمي يابيم دگر همچون تو ياري مهربان
اكنون ، رسول دين ، مرو ، دادي به من خود را نشان
بحر حقيقت را كردن دور است ، ره تو رهنما
آري حبيب خدا تويي ، باشد بدست تو سكان
بي تو كجا بينم دگر هرگز كرانه آن جهان
رحمت پيامبر حق همه عالم بود و پيامبر بزرگوار اسلام نيز اين حق را حكيمانه به همه نيازمندان عرضه مي فرمود اما اگر بصورت استثناء در جايي و بر كسي اين رحمت مورد انتظار به محتاجان و طالبان اهداء نمي شد خداوند منان كه خود كان رحمت و سرچشمه اصلي اين مهرباني و بخشندگي است به پيامبر الهام مي فرمود . تا پيامبر رحمت خود را از آن آگاه فرمايند در اين رابطه حضرت مولاناي رومي موضوع تبليغ دين مبين اسلام توسط پيامبر در جمع بزرگان مكه كه سرسختترين مخالفان افراد و بزرگان مكه شمرده مي شدند و بي توجهي آنان به پيامبر و خواست دروني و تشنگي ابن ام مكتوم به استماع فرمايشات پيامبر اكرم را روايت فرموده است كه خلاصه اي از آن اشاره خواهد شد .
رسول اكرم براي تبليغ رسالت در جلسه اي حضوري و خصوصي با بزرگان قوم يعني عتبه بن ربيعه ابوجهل بن هشام و عباس و عبدالمطلب و پسران اميه بن خلف بر سر دعوت ايشان به اسلام سخن مي گفت در اين شرايط عبدالله ابن ام مكتوم كه نابينا بود و به شدت مشتاق شنيدن سخنان حضرت بودند از راه رسيد و در بين سخنان پيامبر چند بار از او خواست كه دين اسلام را به او عرضه كند و قرآن را قرائت و به گوش او برساند و شريعت به او بياموزد رسول روي برگرداند و از گفته ام مكتوم رو ترش كرد و سربرگرداند خداوند تعالي آيات عَبس و تَوَلي أن جاءَ هُ الْأعمي را فرستاد .
حضرت مولانا اين واقعه را چنين آورده است .
در حضــور مصطفي قند خو چون زحد بود آن عــرب از گفتگو
آن شـه و النجم و سلطان عبس لب گزيد آن سرد دم را گفت بس
دست مي برد بهر منش بردهان چنــد گـــويي پيش دانــاي جهان
حضرت مولانا از اين داستان براي آن استفاده كرده است تا بگويد و نشان دهد .
پيش بينايان خبر گفتن خطاست كان دليل غفلت و نقصان ماست
پيش بينــا شد خمشي نفع تو بهـــر آن آمـد خطاب أنصتوا
مولانا همين واقع پيامبر اسلام و مرد نابينا را در دفتر دوم مثنوي 2067 به بعد نيز به نحوي آورده است كه نشان دهد نابيناي طالب حق نزد خداوند مستحق رحمت است و ارجح است برصاحبان ملك و مال منكر حق
احمـدا نزد خدا اين يك حزير بهتر از صد قيصر است و صد وزير
احمـدا اين جاندارد مال سود سينه بايد پر ز عشق و درد و سوز
اعمي روشن دل آمد در مبند پنــد او را ده كه حـق اوسـت پند
گر دو سه ابله تو را منكر شدند تلخ چون گردي چون هستي كان قند
حقوق بشر و ديدگاه اسلام
و پيامبر مكرم اسلام علاوه بر رحمت رسول و حدت بين همه انسانها و همه مؤمنان بوده است پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) رسول وحدت بين همه انسانها بود انسانهايي كه خالق آنان الله است و در قرآن كريم به همه انسانها تكريم شده است و لقد كرمنّا بني آدم . تكريم و احترام براي همه فرزندان آدم در بر و بحر مورد تأكيد فراوان قرار داشته است و در واقع منشور وحدت همه انسانها از طرف خداوند به پيامبر الهام و اعلام شده و حضرت موظف به اجراي اين امر الهي شده است تا با گفتار و رفتار عملي خود اين منشور وحدت همه انسانها از طرف خداوند به پيامبر الهام و اعلام شده و حضرت موظف به اجراي اين امر الهي شده است تا با گفتار و رفتارعملي خود اين منشور وحدت انسانها را فراهم نمايد و حقوق بشر كه امروزه بلند گوي رسانه هاي تبليغاتي كشورهاي اروپايي و غربي براي نشان دادن قدرت دمكراسي مطرح و اكثر كشورهاي جهان سوم را به اين دليل و عدم تطبيق با قانون خود در آورده و به دور از عمل و محتوي مورد تهاجم فيزيكي و رواني قرار مي دهند و اسلام و مسلمين و حاكمان را با اين بهانه تحقير و منزوي مي كنند منشاء اين قانون پيشرفته آزادي و حق زندگي بدون هيچ گونه مزاحمتي از طرف خداوند منان به پيامبر ارجاع و پيامبر اسلام حضرت محمد اولين مجري و ناظر اين منشور وحدت انساني بوده است و هرجايي زمينه جدايي و تفرقه و جنگ و خونريزي مشاهده ويا تشخيص داده شده است خداوند برنامه هاي عملي را در قالب آيات قرآني به پيامبر نازل و او را موظف به اجراي آن نموده است كه در اين رابطه يكي ديگر از زمينه هاي اختلاف در زمان پيامبر تفرقه بين اديان الهي و پيروان آنان يعني مسيحي و يهودي با خود و با اسلام بوده كه خداوند در اين رابطه ايات متعددي را در زمينه داد و ستد ، روابط انساني ، رعايت حق و حقوق آنان و مهرباني و دلسوزي و ايجاد امنيت نازل و پيامبر وحدت اين هماهنگي را در عمل براي پيروان ساير اديان فراهم و موجبات راحتي و خوش بيني به احكام اسلامي را با رحمت ويژه ايجاد نموده كه در جاي جاي قرآن كريم آيات متعددي وجود دارد . اما پيامبر وحدت عامل اتحاد و همبستگي بين همه مسلمانان جهان كه بعد از خدا نام پيامبر اسلام برزبان و در قلب آنان پايدار است مي باشد پيامبر عامل مؤثر براي وحدت مسلمانان شيعه و سني ومذاهب ديگر و شعبه هاي مذاهب با هر رنگ و نژاد و عقيده اي است و امسال كه به نام سال اتحاد و انسجام اسلامي نامگذاري شده است وحدت مسلمانان با محوريت سنت حضرت رسول اكرم وتوجه به رحمت آن حضرت در نزديكي و اتحاد مسلمانان جهان امري ضروري است و بدون ايمان و باور قلبي اين اتحاد اسلامي ممكن نخواهد بود اميد است حج سال 86 با توصيه هاي حكيمانه مقام معظم رهبري گامي عملي براي تحقق اين هدف بزرگ و عزت همه مسلمانان جهان باشد .
والسلام . آذر ماه 1386
منابع و مأخذ
1- شرح مثنوي معنوي ، كريم زماني ، تهران چاپ ششم 82
2- قرآن كريم
3- رياض الصالحين
4- دايره المعارف اخلاق قرآني
5- نهج البلاغه
حج معراج مؤمنين است و فلسفه آن دوري از شرك و ريا و غير خدا پرستي و شركت در همايش اتحاد و انسجام و ديدن عظمت مسلمانان و مشتركات مؤمنين عالم است . حج همايش واقعي با هم شدن براي نمايش عزت و اقتدار دين و جمع مسلمانان جهان مي باشد كه با زيارت پيامبر اعظم (ص) و طواف خانه خدا و سعي صفا و مروه ، عرفات و رجم همه شيطانهاي ظاهر و باطن اين همايش ها با اهداف فردي و اجتماعي تحقق خواهد يافت در اين مراسم حج كه نمونه اي از همه عبادات و جمع طاعات و دستورات الهي است راهي عملي براي پاك شدن ، پاك بودن و پاك ماندن و توبه نصوح از گذشته تاريك خود و ورود به روشنايي خورشيد تابان آموزه هاي ديني است . در همايش حج ابراهيمي احساس تلخ جدايي و تفرقه مسلمانان مرور خواهد شد و لذت وحدت و يكپارچگي مسلمين عالم هويدا و بر قلب همه مؤمنين جهان پديدار مي شود. حج كنگره سراسري و تكميلي تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي است .
واژگان كليدي
حج معراج مؤمنين ، فلسفه فردي حج ، فلسفه اجتماعي حج ، حج ابراهيمي ، و پيشواي توحيدي ، حج همايش اتحاد و انسجام اسلامي ، حج مجموعه عبادات ،حج همايش احساس تلخ جدايي و احساس لذت بخش اتحاد و انسجام و با هم بودن ، حج بازگشت به خويش ، رسيدن به اصل و ريشه و حج همايش جلب رضايت حق تعالي، و آرزوي قبله اول مسلمين . تفكر مستمر فردي جلسات روزانه ، عيد هفتگي ، عيد سالانه ، كنگره تكميلي
فلسفه حج تقريب مذاهب اسلامي
خداوند تعالي مي فرمايند :© وَ لِلّهِ عَلَي الْناسِ حَجَ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إليهِ سَبيلا ¨. آل عمران آيه 97
بر مردماني كه استطاعت راه دارند واجب است كه براي خداوند حج بيت الله را انجام دهند .
فلسفه و حكمت حج بر دو نوع است 1- فردي 2- اجتماعي فلسفه فردي حج اين است كه مسلمان كه خود را در واقع فرزند ايماني حضرت ابراهيم مي داند از او پيروي كند چون حضرت ابراهيم (ع) اول بت هاي شرك را كه قوم خود در درون و جان او تعبيه كرده بودند با تبر آگاهي و دانش و جهاد :© إني بَريٌ مِمَّا تُشْرِكُون¨. شكست و خود را از همه آنان پاك و بي آلايش نمود و همه وابستگي هاي خود را در درون و برون با آنان قطع كرد و فاصله گرفت و با عزم راسخ :
© إنّي وَجهْتُ وِجهْي لِلَّذي فَطَر السَّموتِ و الأرض حَنيْفاَ وَ مَا أنا مِنَ المُشرِكينْ ¨. اساس ايمان و يقين را با مصالح جاويد اخلاص :© إنَّ صَلوتي وَ نُسُكي وَ مَحيايَ وَ مِماتي لِلّهِ رَبَّ الْعالَمين ¨. طراحي و خانه توحيد مطلق را بر آن بنا نمود و همه عوامل شرك ظاهر و باطن كه جاي خدا و توحيد واقعي را گرفته بودند از خود زدود. و به فرزندان توحيديش وصيت كرد تا در قلبشان ماندگار و پايدار بماند :© وَ لا تَمُوتُنَّ اِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون ¨ جز ربالعالمين را نپرستيد و خانه اي غير از خانة توحيد را نشناسيد زيرا جز اين خانه و اين صاحب خانه يعني خداي يگانه لا اله الا الله همه بيگانه اند پس عبد مسلمان به پيروي از پدر ايمانيش ابراهيم (ع) درون خود را از بتهاي شرك پاك سازي و براي آرايش و بازسازي آن به كعبه مي رود و در مقام آن حضرت مي ايستد و خود را در راستاي نداي توحيد او ميبيند و طنين صدايش را از دل جبل الرحمه به گوش هوش مي شنود و هم صدا با او پيمان ابديت توحيد را در خانه توحيد با خداوند واحد احد مي بندد و قبله اي كه هميشه رو به آن نماز خواند و تعهدات ديني خود را با خدا مرور كرده است از نزديك مي بيند و با آن كعبه دل ملاقات ميكند و آرامش درون و ظاهر خود را باز مي يابد اين تعهدات دروني او باخداوند در اين خانه دل مؤمن لذت بخش خواهد بود كه هيچ جا و مكاني جاي آن را نخواهد گرفت و مَن دَخَلَ كان امنا و اما فلسفه اجتماعي حج تقريب همه مذاهب است چون همه مسلمين جهان شعاع هاي دايره ايمانند از مبدأ پيرامون ، به نقطه مركزي مقصد مي پيوندند اگر چه شعاعهاي دايره را محيط ايمان گرد آورده است اما در مبدأ نسبتاً از همديگر جدا هستند و هر شعاعي در عالم ترسيم خود را از مجموعه واحدي مي بينند و براي وصول اين نقطه مركزي توحيد در تلاش است و يا همچون قطره اي جدامانده از دريا در عالم جريان نيايش و نماز خود را در همان درياي پهناور وحدت و انسجام دين احساس مي كند و هماهنگ با جزر و مد آن ¥اياك نعبد و اياك نستعين¤ مي گويد هم اكنون در اين شرايط ويژه احساس مي كند كه به اصل واصل مي رسد همه مسلمانان در نقاط مختلف دنيا با رنگ هاي متفاوت ، زبان هاي گوناگون و نژادهاي متنوع و مذاهب مختلف دايره اي به اين وسعت با تمام شعاع هايش به نقطه وحدت يعني مركزاين دايره ديني يعني كعبه خانه خدا رسيده است و دريايي با تمام قطراتش در يك محيط آرميده اند چنانكه دريا از قطره ها ودايره از شعاع هاي فراواني تشكيل يافته است اسلام هم از نژادهاي ، مختلف تشكيل يافته است و همچنانكه شعاع هاي يك دايره با هم مساوي و قطره هاي يك دريا با هم برابر هستند افراد امت اسلامي با هم برادر و برابر هستند §إنَّمَا الْمؤمِنون إخوه¦ همه مؤمنان در هر جا و هر نژاد و رنگ و زبان و مذهبي باشند مادام كه در حول و محور اين اصول بگردند برابر هستند و از يك پيكر و گوهر مي باشند پس بايد فهميد كه فلسفه حج من و تو ما شدن است و قطره به دريا شدن و اصل و ريشه را يافتن مي باشد و از فصل و تفرقه روي گردانيده و در دايره ايمان حرم امن ايمن ماندن است و دشمنان ديرينه دين و مسلمان را به حرم امن راه ندادن است و به سان دريا خروشيدن و دشمن را فرو كشيدن است .
حج ابراهيمي تقريب مذاهب اسلامي است
در حج ابراهيمي كه همايش عزت و عظمت مسلمانان و نمايش قدرت دين مبين اسلام و تمرين وحدت و انسجام است بايد درسهاي ديني خود را كه از قرآن و با زبان پيامبر اعظم براي همه مسلمانان ارائه و آموزش داده شده است را مرور كنيم و آن را در زندگي فردي ، اجتماعي ،ديني و مذهبي خود به كار بريم حج معراج مؤمنين است و همايش عزت و اقتدار دين داران و ميدان رسيدن به وحدت عملي و لذت بردن از انسجام اسلامي و وحدت امت اسلامي است .
حج معراج مؤمنين براي تماشاي
1-
2- قطره به دريا شدن است :
همانطوري كه قطرات آب به تنهايي نمود و جلوه اي نداد و ناشناخته مي باشند و تنها خاصيت آنان به تنهايي تعلق به يك اصل و شناسنامه آن اصل يعني درياي بي كران مي باشد مسلمانان هم هر كدام به مثابه قطره هاي جدايي هستند كه هر كدام با هر رنگ و نژاد و مذهبي نمونه اي از اصل و وابسته به اصل دين ميباشند اما هر كدام زماني معني پيدا خواهند كرد كه در عظمت آن درياي عظيم معرفت و كوه بزرگ قدرت قرار گيرند و با تعصب فراوان و شتاب مستمر براي ملحق شدن به آن درياي معنوي كوشش نمايند و وجود خود را در وجود او احساس كنند و عضوي مؤثر و مشابه براي آن اصل باشند .
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق
(ني نامه مثنوي )
تماشاي اين شور و شوق و رسيدن به اصل خويش يعني امت اسلامي و شركت در انسجام اسلامي يقين انسان و همه مسلمانان را در عظمت وحدت امت اسلامي صد جندان خواهد كرد .
3-
همچنانكه حضرت مولاناي رومي مي فرمايند كه انسان از اصل خويش جدا شده است و اين حكايت تا روز قيامت هم ادامه دارد امادر يك برهه از زمان و با يك مراسم و يژه اي اين حكايت و شكايت به مظاهر دنيايي آن يعني وحدت وجود مسلمانان تبديل خواهد شد .
بشنو از ني چون حكايت مي كند از جدايي ها شكايت مي كند
كـز نيستان تا مــرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند
اصل را ديدن و به آن وصل شدن همان آرزوي ديرينه حكايت جدايي از اصل خويش است و مسلمانان عالم در اين همايش خود را با اصل يك جا مي بينند و احساس عزت و سرافرازي وقدرت مي كنند .
4-
5- شناسايي دشمنان و برائت از مشركين است :
6- همانند دريا خروشيدن است و همانند خورشيد نور افشاني كردن و دشمن را فرو كشيدن است :
اين جمعيت مشتاقِ آگاه كه از همه چيز بريده اند تا به اصل خود برسند و عظمت و شكوه او را از نزديك احساس كنند همانند دريايي خروشان و با شكوه و عظمت خود را به همه دنيا معرفي خواهند كرد و تماشاي اين احساس لذت بخش و زيباست و اين وحدت و خروش براي همه دينداران كه درخانه هاي خود و كشورهاي خود تماشاچي اين صحنه ها و اين همايش ها هستند زيبا تر و اميد و آرزوي آنان را بيش از پيش خواهد كرد . و اين عظمت و شكوه بي مانند شكست سپاه ابرهه زمان اشك شوق و عشق مؤمنين است كه در اين نور و خروش هويدا شده است .
ابـــرهه با پيل بهر ذل بيت آمده تا افكند حي را چـو ميت
تا حريم كعبه را ويران كنــد جمله را زان جاي سرگردان كند
تا همه زقــرار گرد او تننـد كعبــه او را همــه قبله كنــند
وز عرب كينه كشد اندر گزند كه چــرا در كعبه ام آتـش زنند
عين سعيش عزت كعبه شده موجــب اعــزاز آن بيت آمده
مكيان را عز يكي بود صد شده تا قيامــت عزشان ممتـد شده
او و كعبه او شده مخسوف تر از چـي است اين ؟ از عنايات قدر
7-
اين تماشاي نكو و زيبا براي همه مسلمين عالم روح و تماشايي دارد و احساس عزت و اقتدار اما براي حجاج ايراني كه رهبر آگاه و هوشمندشان اين سال مبارك را به نام اتحاد و انسجام اسلام نامگذاري كرده است روح و زيبايي ويژه و خاص الخاص خواهد داشت و احساس بزرگي و رضايت كه دين ما يعني اسلام عزيز با نظام اسلامي ما پيام وحدت و انسجام را در بر داشته است واين وحدت وجود دين مبين اسلام و حكومت اسلامي در اين عصر و زمانه باعث خشنودي همه مسلمانان و رضايت درون موحدان در جهان اسلام خواهد بود .
خوشتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران
8-
9- همايش ديدن عواقب تلخ تفرقه و عواقب لذت بخش و عزت مند وحدت و انسجام اسلامي است :
در اين مراسم حج يكي بودن اين قطرات ذلال در همه اقصاء نقاط دنيا چشم هر بيننده اي را خيره و چشم آنان را پر از اشك شوق اشتياق و رضايت مندي خواهد كرد و احساس پراكندگي و دشمني و فاصله اين درياي عظيم عزت و اقتدار يأس و نا اميدي و خاطرات تلخ را در وجود همه مسلمين عالم پديدار مي نمايد .
10-
بدون شك اين عشق و وحدت مسلمانان و پاسخ به دستورات و اوامر الهي مبني بر وحدت و انسجام رضايت خداوند را در بر خواهد داشت و آيه ©وَاعْتَصِموا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لا تَفَرقوا ¨دقيقاً عمل به محتوي و پيام اوامر خداوند و تحقق دستورات آن حضرت حق است و رضايت او را در بر خواهد داشت در جايي كه همه گريه ها كه از نا اميدي است در محضرشان به خنده و اميد و رضايت تبديل مي شود و همه احساس تنهايي و مرگ تدريجي به حيات و اقتدار تبديل مي شود و عشق و عشق ورزي به حق و محبان حق تعالي به دولت هاي اميد مبدل مي گردند رضايت حق را هم در پي خواهد داشت (رضي الله عنهم و رَضُوا عنه) همه از خدا راضي و خداوند هم از آنها راضي خواهد شد و به قول حضرت مولانا رومي نسخه حج و معراج مؤمنين در ديدار حق تعالي اين خواهد بود .
گريه بودم خنده شدم مرده بودم زنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پـاينـده شـدم
اللّهُم ارزُقْنا زيارِةَ بيتكَ المُحَّرَم و زِيارةِ قَبْرِ بيتِكَ الْمُعَظَمْ و ارْزُقنا زِيارة الْمَسجدِ الاقْصي الْقِبْلَه الاُولي لِلمسلمينَ منْصُورينَ مُنْتَصِرينَ آمينَ غانمِينَ يا ربَّ العالمين .
نتيجه گيري نهايي كنگره حج
دين اسلام دين زندگي كردن است دين رشد و ترقي و دين آرامش و امنيت و صلح و سازش با همه انسانها و دين مبين اسلام كلاس آموزش زندگي سالم و مسالمت آميز و عالمانه و زاهدانه و دين مبين اسلام دين عاقبت به خيري در دنيا و آخرت است . و حج تكميل كننده اين كلاس هاي آموزش ضمن زندگي است كه در آن همه توان در تحقق آموزه هاي دين در رفتار و كردار مسلمانان عرضه و بروز خواهد كرد و حج تكميل اين فرايند آموزشي است .
1-
اسلام دين تفكر است و درقرآن كريم همه مسلمانان به تفكر كردن به جهان و خلقت خداوند و مخصوصاً به خلقت خود ، خلقت شتر ، خلقت زمين و آسمان و دريا سفارش شده اند و خصوصاً دين داران را تشويق و ترغيب به فكر كردن مينمايد تا با تفكر و منطق دين مبين اسلام را بپذيرند و درمقابل خدا تعظيم و به وعده هاي الهي ايمان آورند اسلام دين تحقيق شده را تبليغ و برنامه هاي ديني را در معرض تفكر و نقد و پذيرش قرار مي دهد و پيامبر بزرگوار اسلام هم ميفرمايند «مَنْ عَرَفَه نَفْسَهُ فَقَدْعَرَفهَ رَّبه » شناخت خود و نفس باعث شناخت كامل خداوند منان است و شناخت خدا راهي جز شناخت خود وخويشتن ندارد .
حضرت مولانا مي فرمايند و كسي كه از شناخت خود عاجز باشد بدون شك به خدا شناسي نخواهد رسيد :
صدهزاران فصل داند از علوم جان خود را نمي داند آن ظلوم
داند او خاصيت هر جوهــري در بيان جوهر خود چون خري
كه همـي دانم يجوز و لا يجوز خود نداني تو جوزي يا غجوز
قيمت هركالاهي دانيكهچيست قيمت خود نداني احمقي است
2- جلسات محلي روزانه
دين مبين اسلام و همه مذاهب ديني كه در آن نماز پنج گانه مشتركات آنان محسوب مي شود در اوقات معين فرض گرديده است انَّ الصَّلوَة كانَتْ عَلَي الْمؤمِنين كتاباً موقوتاً و اجتماع علما و مذاهب نماز جماعت و در مسجد چندين برابر ثواب نمازهاي فردي را دارد و اين تشويق و هديه الهي براي ترغيب و هدايت مسلمانان به مراكز همايش عبادي يعني مسجد و تشويق و ترغيب مسلمانان به جلسات محلي است تا انسانها از تنهايي فاصله گرفته و خود را به جماعت و گروههاي ديني و اسلامي متصل نمايند و اين جلسات محلي و ارتباط روزانه مسلمانان باعث تقويت اين روابط اجتماعي بر اساس آموزه هاي ديني شود و اتحاد و وحدت اسلامي و انسجام ملل مسلمان با اين مقدمات آموزش هاي ديني و مذهبي سهل تر و گواراي وجود مؤمنين شود .
3-
بعد از تفكر مستمر مسلمانان در خلقت موجودات و يافتن جايگاه انسانها در اين خلقت هاي متنوع و شركت در جلسات روزانه محلي زمينه عيد هفتگي مؤمنين در هر روستا و شهر فراهم و همه مؤمنان در يك مسجد مركزي و جامع گرد هم مي آيند تا در هر هفته زمينه اين اتحاد و انسجام اسلامي فراهم آيد و در هر روستا و شهر مؤمنان هماي عزت و اقتدار خود را ملاحظه نمايند و دوستان ديني براي شركت در اين عيد هفتگي تشويق و دشمنان و خداگريزان با عزت مسلمانان ذليل و خوار شوند قال رسول الله (ص) : الجمعه حج المساكين و عيد المؤمنين جمعه روز حج مسكين و عيد مؤمنان است.
و اين از بركات و نعمات الهي و نشان دهنده برنامه ريزي عالي و آموزه هاي ديني ما در حفظ و حراست دين اسلام و تمرين اتحاد در انسجام اسلامي و نشان از عزت و اقتدار مؤمنين در هر روستا ، هر محل و هر شهري خواهد بود.
4-
بعد از مراحل فردي ، محلي و روزانه و هفتگي در هر سال بر اساس سنت حضرت رسول اكرم بعد از عبادات ماه مبارك رمضان و يك ماه تمرين بندگي و تحمل تشنگي و گرسنگي و همچنين انفاق ويژه ماه مبارك در روز اول ماه شوال همه مسلمانان در مسجد محل خود و مساجد جامع در سراسر كشور بصورت همزمان عيد مؤمنان و مسلمانان را با عبادت و موعظه رهبران ديني محلي برگزار و دل رنجي ها و نگراني هاي يك ساله خود را با حضور در كنار هم و برگزاري اين جشن مذهبي و تجديد روابط انساني و بخشش و رحمت متقابل به مرحله اجرا در خواهند آورد در زمينه وحدت ملي و اسلامي را در سطوح مختلف ملي و جهاني تمرين و زمينه فرهنگي و اجتماعي را فراهم مي آورند .عيد هفتگي و عيد سالانه مؤمنين در مقابل اعياد ديگري است كه در آن ميدان گناه كردن و افراط در سطوح مختلف خانوادگي و محلي فراهم مي شود.
5-
اين مرحله در دو سطح مهم و اساسي براي مسلمانان و دشمنان اسلام بازتاب ويژه خواهد داشت و همه جهان را از موحد و غيره تحت تأثير قرار مي دهد و هر سال اثرات اين كنگره بصورت پيوسته باعث تقويت مؤمنين و ذلت دشمنان مي شود .
سطح اول : عظمت كنگره اسلامي با حضور تمام مسلمانان زائر خانه خدا كه هر كدام از حجاج خانه خود را در بدرقه و استقبال در خانه ، محل و در بين دوستان معنويت حج اثر گذار و مرجع اين معنويت بي نظير در تمامي انسانها در جهان به ويژه با توجه به بازتاب رسانه اي تأثيرات معنوي بر جاي خواهد گذاشت و موجبات دلگرمي و اعتماد به نفس ساير مسلمانان در ممالك اسلامي را فراهم مي آورد .
سطح دوم : برگزاري عيد حاجيان يا قربان است كه همزمان و با تأسي از عيد حاجيان و قرباني حجاج در مكه اين جشن به شادي و همراهي با زائران خانه خدا در شهر و روستا و بر اساس سنت حضرت رسول اكرم (ص) برگزار و كنگره سراسري حج به كنگره هاي جزئي تري در تمام جهان اسلام تبديل خواهد شد و همان اتحاد و انسجام اسلامي و برائت از مشركان عصر حاضر و قرباني كردن و دفن شيطانهاي دروني موجي از شور و اشتياق را فراهم مي آورد .
انقلاب شكوهمند اسلامي نماد اتحادو انسجام همه احاد ملت والگويي ملي ومعنوي براي همه انسانهاي دربند جهان براي رهايي ازظلم وستم ستمكاراناست ورهبران عاليقدر اين نظام دررأس امام امت وادامه دهنده اين نهضت اتحاد وانسجام مقام معظم رهبري وارث وباني وتكميل كننده اين پروژه انساني واسلامي درسطح ملي وجهان اسلام بوده اند كه درسال 1386 ودرتكميل اين پروژه سال نو ملت ايران را با نامگذاري سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي مزين فرمودند وبه عنوان پادزهري براي خنثي سازي پروژه عظيم استعمارگران ودشمنان اسلام وملت ايران يعني تهي سازي ملت مسلمان دنيا ومردم ايران اعلام وهمه كارگزاران ومردم را درهمه سطوح درداخل وخارج مؤظف به برنامه ريزي درجهت تحقق اين امر مهم واساسي نمودند و با استناد به آيات قرآن مجيد وسنت حضرت رسول واصحاب وياران وامامان بزرگوار راههاي تحقق اين امر والزامات آن برنامه ريزي شده است.
1-درسطح بينالمللي وحدت همه انسانهايكره زمين 2-درسطح اديان الهي ، وحدت همه اديان واهل كتاب 3-درسطح جهان اسلام وحدت همه مسلمانان يعني مذاهب مختلف اسلامي.
اين مقاله مروري است برتأكيدات وراههاي عملي تحقق اين دستورالهي درقرآن كريم كه اميد است مورد توجه واستفاده قرارگيرد.
واژگان كليدي مقاله
- وحدت اسلامي، انسجام اسلامي ،چرايي و ضرورت انسجام اسلامي درشرايط فعلي ،فرهنگ وحدت وانسجام وحدت انسانها وحدت اهل كتاب ،انسجام اسلامي ،تعاون وهمكاري اسلامي ،صبغه الله
نامگذاريهاي سالانه مقام معظم رهبري كه مبتني برارزشهاي ديني ومذهبي ودرجهت ارتقاءدانش ملت ايران وافزايش بينش وانگيزه كارگزاران درجهت حركت به سمت وسوي تحقق اهداف عاليه نظام مقدس جمهوري اسلامي درسطوح داخلي وجهان اسلام است. به عنوان ارزشهاي ماندگار وفرهنگ پايدار اين ملت وامت اسلامي درجان ودل جاي گرفته است وبه باور عميق قلبي تبديل واين ملت وهمه دوستداران واقعي اين جامعه وجهان اسلام انتظار هداياي سالانه معنوي دراين باب وسنت حسنه ايشان درهرسال هستند.
سال 1385 به نام پيامبراعظم نامگذاري شد اين امر پس از جسارت و توهينهاي زنجيره اي و توطئههاي برنامهريزي شده دشمنان ديرينه اسلام ومسلمين به ساحت مقدس آن حضرت صورت گرفت كه موجي از رضايت ودلدادگي به رهبر هوشمند ومنحصر به فرد نظام مقدس جمهوري اسلامي وملت ايران درسراسر جهان اسلام وهمه آزادگان درقارههاي جغرافيايي را به دنبال داشت وانگيزه وحدت اسلامي دربين روشنفكران وانديشمندان را درسراسر دنيا تجديد نمود. نام مبارك پيامبر اعظم با انديشه وتفكر خالصانه همراه با ادب وارادت مقام معظم رهبري برسرزبانها افتاد ودرقلب ما آرامش واعتماد فراهم كرد.درتكميل اين حركت فرهنگي واسلامي وبا هدف زمينه سازي وحدت اسلامي وانسجام مسلمانان دنيا سال 1386 نيز به نام اتحاد ملي وانسجام اسلامي نامگذاري ونشان از آن دارد كه رهبرنظام اسلامي نگاهي ويژه به همه مسلمانان دنيا وعاملي مهم ومؤثر درتحقق پيام هاي قرآني درسطوح داخلي وخارجي وبه ويژه دنياي اسلام دارند .ازاين روبااشاره به شرايط ويژهاي كه برجهان اسلام حكمفرماست معظم له انسجام اسلامي دنياي اسلام را دربرابر توطئههاي دنياي غرب مطالبه مي كنند.مطالبه اي كه نقطه آغازين آن مي تواند با طرح ماندگار وارزشمند تدوين منشور انسجام جهان اسلام آغاز شود وافتخاري ديگر براي ايشان ونظام مقدس جمهوري اسلامي درتاريخ جهان اسلام وكشورمان ايران باشدومنشور اتحاد ملي و انسجام اسلامي به عنوان پادزهر پروژه دشمنان اسلام وبه ويژه آمريكا وانگليس بوده وتوطئههاي مرموزانه اسرائيل وصهيونيست ها يعني تهي سازي جهان اسلام ازقدرت راخنثي مي كند .پروژهاي كه اساس آن عبارت است از: 1-بزرگ نمايي اختلافات جزئي وحتي سليقه اي مسلمانان 2-دامن زدن وتحريك مسلمانان دراختلافات جزئي 3-ايجاد زمينه جنگهاي داخلي ومسلمان كشي 4-تغييرمرزهاي سياسي وجغرافياي 5-گسست حلقه هاي اتصال مسلمانان درجهان اسلام 6-ايجاد جنگ دربين مسلمانان كشورهاي مختلف مسلمان 7-دخالت مستقيم وغير مستقيم درتصميمسازي وتصمصم گيري حكومت هاي اسلامي 8-تهاجم به فرهنگ غني اسلامي وجايگزيني فرهنگ پوچ وحيواني غرب وتزريق آن به جوانان 9-دخالت وتهاجم نظامي غرب به كشورهاي قدرتمند از نظر نظامي وفرهنگي وامروز غرب ودشمنان ديرينه اسلام از هرزمان ديگر عصباني تر ونگرانتر از هميشه هستند چون بيداري مسلمانان درارتباط آنان با
توجه به رشد همه جانبه تكنولوژي وارتباطات تمام جهان اسلام رادرنورديده است. اين بيداري اين گونه تشكيل يافته است كه از دو بخش پيوسته وناپيوسته آن جهان اسلام رادربرگرفته است . بخش پيوسته آن از اندونزي تا مراكش و بخش ناپيوسته انساني آن از اروپا وآمريكا ودرقلب دشمن خود نمايي ميكند .وبا اعتراف دوست ودشمن رهبران نظام مقدس جمهوري اسلامي امام ومقام معظم رهبري وايران اسلامي دررأس اين هرم بيداري بيشترين نقش مؤثر را دارا بودهاند.واين رهبريآگاهانه وبيداري ايرانيانداخل و خارج از كشور نام ايران اسلامي را درخشان و بهنقطه اميد مسلمانان موموجب نااميدي ويأس دشمنان تبديل كرده است.
ايده وحدت اسلامي وانسجام مسلمانان برگرفته از آموزه هاي ديني ما است كه درقرآن كريم به عنوان وظيفه همه مسلمانان وملت هاي اسلاميبرآن تأكيد شده است ورفتار وگفتار پيامبر اعظم وسنت آن بزرگوار وهمه امامان ،صلحا واولياءواصحاب وياران وفادار وصديق آن حضرت عالمان وعاملان ايجاد وحدت درگذشته بوده اند.كه با تأسي به قرآن ورفتار پيامبر وبزرگان درعصرحاضر ودر زمان حيات امام راحل به عنوان تئوريسين وطراح اصلي اين پيام ومقام معظم رهبري به عنوان ادامه دهنده وتكميل كننده اين پروژه ارزشمند درشرايط كنوني وظايف سنگين را برعهده داشته است . چرايي وضرورت انسجام اسلامي درواقع دلايل زيادي دارد كه مي توان به چند مورد مهم آن اشاره نمود.
1- اتحاد وانسجام اسلامي از دستورات مهم واساسي قرآن است ويك امر الهي است كه درآن وحدت وانسجام مسلمانان باعث عزت دنيا وآخرت همه ايمان داران خواهدبود.
2- اتحاد وانسجام اسلامي همه مومنين جزو رسالت پيامبر مكرم اسلام بوده است وايشان الگوي عملي اين اتحاد وانسجام درمكه ومدينه و برايهمه ملت مسلمان بوده اند.
3- وحدت اسلامي موردتأكيد امامان وبزرگان وصلحاست وشهداي اسلام جانشان را اول دراين راه فدا كرده اند تا اين رسالت مهم پيامبران تحقق يابد.
4- انجام وحدت اسلامي دربين مسلمانان ايران وجهان اسلام از كلمات قصار رهبركبير انقلاب ومورد تأكيد مقام معظم رهبري است كه تشخيص اين مهم براي جهان اسلام ومسلمانان امري ضروري تشخيص داده شده است .
5- وضعيت وشرايط فعلي جهان اسلام از مهمترين الزامات انسجام اسلامي دراين موضعيت است شرايطي كه با توطئه آمريكا وانگليس وجهان غرب وبا مرموزي وتوطئه فراگير صهيونيستها براي رسيدن به هدف مهم پروژه تهي سازي جهان اسلام كه مي توان به وضعيت مسلمانان درافغانستان ،عراق، فلسطين ،لبنان وچچن وكشورهاي ديگر ازجمله پاكستان و... اشاره نمود . كه با يك تحليل سطحي مي توان نتيجه گرفت كه استعمارباريشه اسلام ودين مبين اسلام وهمه مسلمانان با هررنگ وزبان ،مذهب ومحدودهي جغرافيايي مخالف ودشمن است نه با مذهبي يارنگ وزبان وكشوري خاص واين توطئه جداسازي وسركوب وتحقير مسلمين پروژه تدريجي ،نرم ومخملي استعمار عليه اسلام وپيامبر وقرآن واعتقادات همه امت اسلامي است كه جزبا وحدت وانسجام اين امت راهي براي مقابله وجود ندارد .
6- آثار مخرب تفرقه درطول تاريخ كه جز با تحقير وتضعيف مسلمانان وغارت اموال وحاكميت ودخالت مستقيم وغيرمستقيم برسرنوشت مردم وهمچنين تهاجمات فرهنگي خيري دربرنداشته است. ومحور شرارت هاي جهاني يعني آمريكا وانگليس واسرائيل كه دشمنان شناخته شده ملت ايران وهمه مسلمانان هستندكه از آثار تفرقه لذت برده وآن را از توفيقات خود درطول تاريخ به حساب خواهند آورد .
فرهنگ وحدت وانسجام اسلام از نظر قرآن وروايات ونهج البلاغه
اگر سخن از انسجام اسلامي به عنوان ضرورت فرهنگي ومشتركات همه امت اسلامي دردنيا به ميان مي آيد به اين معنااست كه مسلمانان همه جهان اسلام مي بايست پيوندهاي خودرا چنان مستحكم واستوار كنند كه راه نفوذ دشمنان ديرينه اسلام وتوطئه گران مكّار بسته شود كاربرد عربي اين واژه درجايي به كار مي رود كه ليوان آبي را با جوهري مشكي مخلوط وآميخته كنيد به گونه اي كه نوعي هم رنگي درآن نمودار گردد. اگر شخصي ويا جمعي وامتي با هم نوع خود درانديشه وتفكر مشترك باشد مي گويند كه انظار وآراءآنها با يكديگر منسجم است هرچند تفاوت هاي نامحسوس وجزيي نيز داشته باشند ومحسوس باشد اين تفاوتها درآن حدو اندازه نيست كه بتواند دوگانگي واختلافات آنها را نمايان سازد گونه اي از يگانگي درميان آنها يافت مي شود به گونه اي كه جدايي ميان آن دوكاري سخت ودشوار وگاه غيرممكن است .ملت هاي مسلمان بايد براي چنين انسجامي تلاش كنند اين وظيفهاي سنگين است كه دين اسلام درقرآن وسنت پيامبر اعظم برگردن ايشان نهاده است .باآن كه روش ها وفرهنگهاي هر ملتي دريك سرزمين وكشور با سرزمين وكشورديگري متفاوت است ولي به جهت مشتركات كلان فرهنگي واهداف اساسي مي توانند وبايد از انسجام برخوردار باشند. امت اسلامي كه تركيبي از ملت ها ،نژادها وخرده فرهنگها وتجربيات متعدد ومتنوع است از انسجام وصبغه اي برخوردارهستند كه آنان را بايكديگر يگانه ميسازد اين همان چيزي است كه درقرآن از آن به صبغه الله ورنگ الهي ياد شده است .
از نظر قرآن كريم همه انسانها از يك نر و ماده اي بيافريديم وشمارا جماعت ها وقبيله ها كرديم تا يكديگر را بشناسيد هر آينه بهترين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شما است به درستي خداوند دانا وكاردان است .
يَا ايَّها النّاسُ إنا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وأنْثي وَجَعَلْنَكُم شُعِوباً وقَبَائِلَ لِتَعَارفواإنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللهِ أتْقَاكُمْ.إنَّ الله عَليمٌ خبير .دراين آيه خداوند خطاب به همه انسانها مي فرمايند كه ما شمارااززن ومردي آفريديم وسپس شمارا قبيله ،قبيله كرديم تا همديگر را بشناسيد .يعني ريشه همه انسانها به طور عموم زن ومردي يعني آدم وحوابودهاند بنابراين اين اصل وريشه مي تواند عاملي مهم واساسي براي ايجاد وحدت دربين همه انسانها با هررنگ وزبان ومحيط جغرافيايي وريشه خانوادگي وهمه طبقات غني وفقير ،عالم وعوام ودانشمندو... باشد وامابرترين اين انسانهااز نظر خداوند منان كساني هستند كه از دستورات الهي اطاعت كنند وپيرو راستين پيامبرشان باشند وعمل صالح انجام دهند وجزوايمانداران واهل تقوا وپرهيزكاري باشند .پس ميزان ارزش واحترام درمحضر خداوند تقوي است كه جهت كسب ورعايت تقوا براي همه انسانها وجود دارد وزمينه كاملاًبراي اين رشد به صورت يكسان فراهم گرديده است .وخداوند دانا براعمال همه آگاه وبصير مدير ومدبر است .طبق آيه 22 سوره روم كه ميفرمايند:
وَمِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَمواتِ والاَرضِ واخْتِلافِ اَلْسِنَتِكُمْ والوانِكُمْ إنَّ فيِ ذالِكَ لَاياتِ لِلْعالَمينْ.واز نشانه هاي قدرت خداوند است .آفرينش زمين وآسمان واختلاف زبان ورنگ هاي شما دراين اختلاف عبرت هايي براي دانايان وجود دارد.
تمايز رنگ وزبان همه انسانها مايه امتياز ونه نشانه برتري است بلكه تنها نشانه قدرت الهي محسوب مي شود .خداوند مي فرمايند چند گونگي قبيله اي وطايفه اي دربين انسانها راهي براي شناسايي بهتر همديگر وهماهنگي آنان است .بنابراين نمي توان به اين مسايل به عنوان مسايل محوري وبرتري بين انسانها نگريست بلكه امور عرضي هستند كه شرايط خاص و متقتضات خاصي پديدار مي گردند قرآن وآموزه هاي ديني مي كوشد تا همه انسانها را درهمه نقاط دنيا ودرهر عصر وزمانه اي درنهايت دريك جامعه جهاني واحد گردآورد وجهاني شدن به عنوان يك فرايند طبيعي وجهاني سازي به عنوان يك برنامه وپروژه اسلامي مورد تأكيد وتأييد قرآن واسلام وجزو رسالت پيامبران بوده است اسلام وآموزه هاي قرآني از مردمان مي خواهند كه درنهايت با حفظ اصولي واختلافات ملي وحتي شريعتي خود دريك اجتماع كلان وواحدانساني جهاني گردهم آيند وبه اصول وارزش هاي مشترك توجه كنند.
وخطاب به همه انسانها واهل كتاب ميفرمايند: قُلْ يَاأهْلَ الكتاب تَعَالَوا إلي كَلِمَهِ سَواٍ بيننا وبينكُمْ ألا تَعْبد إلاَّ للهْ وَلاَ نُشرِكَ بِهِ شيئاً وللَ يَتَخِذَ بَعْضُنَاً أربَاباً مِنْ دونِ الله فَإنْ تَوَلَّوا فَقُولُوااشهَدوُا بِاَنَّا مُسلِمونْ (آيه 64 آل عمران )
بگو اي اهل كتاب بياييد از آن كلمهاي كه پذيرفته ما وشما است پيروي كنيم .آنكه جز خدايي را نپرستيم وهيچ چيز را شريك اونسازيم وبعضي از ما بعضي ديگر را سواي خدابه پرستش نگيرند اگر آنان رويگردان شدند ونپذيرفتند آنگاه بگو شاهد باشيد كه مامسلمان هستيم وتسليم دستور خداونديم دراين آيه خداوند بعد از همه انسانها خطاب به اهل كتاب دستور وحدت اسلامي وملي را يادآوري مي فرمايند يعني درواقع علاوه بربرنامهريزي براي وحدت ويكپارچگي همه انسانها با هرزبان وقوم وطايفه ورنگ وعقيده خطاب به اهل كتاب واديان ديگر يادآوري وضرورت وحدت وتعهد دراجراي مشتركات را يادآوري وتأكيد ميفرمايند .ودرنهايت گام هاي اساسي آموزه هاي ديني وقرآني ما براي ايجاد جامعه جهاني انساني يادآوري وراه مسالمت زندگي كردن ووحدت با همه انسانها را درقرآن به ما آموزش داده است واين بدان معنا است كه انسانها مي توانند زيرچتر آموزه هاي اسلام وبراي اصول مشترك واهداف مشترك خود با هم منسجم گردند قرآن دركنار برنامههاي تشريعي پيروان شرايع مختلف را برگردآمدن برنقاط مشترك با يكديگر فرامي خواند وبه دين ترتيب بنياد جامعه جهاني آرام وامن همراه با احترام متقابل به فرهنگها ومليت ها را پي ريزي مي كند وخود را كتاب مصدق مي نامند.وَ آمِنوابِمَا أنْزلْتُ مصدقاً لِمَا مَعَكُمْ ولاَ تَكُونوا أوَّلَكافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَروا بِاياتي ثَمَناً قَلِيلاًوَإيَّاكَ فَاتقونْ .(سوره بقره آيه 41)
خطاب به همه اهل كتاب ميفرمايند وبه آنچه نازل كرده ام وكتاب شمارا تصديق مي كند ايمان بياوريد واز نخستين كساني كه اين قرآن را انكار مي كنند نباشيد وآيات مرا به بهاي اندك مفروشيد .ودرآيه 5 سوره مائده مي فرمايند امروز چيزهاي پاكيزه برشما حلال شده است طعام اهل كتاب برشما حلال وطعام شما براهل كتاب حلال است ونيز زنان پارساي مؤمنه وزنان پارساي اهل كتاب هرگاه مهرشان را بپردازيد به طور زناشويي نه زناكاري ودوست گيري كه يك نوع تجاوز به حريم شخصي و خانوادگي محسوب ميشود برشما حلالند وهركسي كه به اسلام كافرشود عملش ناچيز شود ودرآخرت از زيانكاران خواهدبود دراين آيه شيوه ارتباط دادوستد وروابط خانوادگي وزناشويي بين مسلمانان واهل كتاب يادآوري شده تا زمينه هاي وحدت وانسجام فراهم گردد وتفرقه موجبات خونريزي ودشمني را دربين همه انسانها واهل كتاب با مسلمانان فراهم نگردد .ودرآيه 8 سوره ممتحنه معامله ودادوستد با آنان مورد تأكيد ودراين زمينه راهنمايي لازم اعمال شده است وميفرمايند: خداوند شمارا از نيكي كردن وعدالت ورزيدن با آنانكه با شما دردين نگنجيده اند واز سرزمينتان بيرون نراندهاند بازنمي دارد .خدا كساني را كه با عدالت رفتار مي كنند دوست مي دارد ودرجاي ديگر ميفرمايند: ولاَ تُجَادِلوا أهْلَالكتابِ الاَّ بالّتي هِيَ أحْسَنِ اللّهَ الّذيَ ظَلَموا مِنْهُمْ وقولوا آمَنَّا بِالّذي أنْزِلَ إلَينا وأنْزِلَ ألَيْكُمْ وإلَهُنا واِلهُكُمْ واحِدٌ ونَحْنُ لَهُ مُسْلِمونَ. وبارديگر رفتار مسالمتآميز ومحترمانه وبه دوراز مجادله را يادآوري وميفرمايند با اهل كتاب جز به نيكوترين شيوه اي مجادله نكنيد مگر با آنها كه ستم پيشه كرده اند وبگوييد به آنچه برمانازل شده است وآنچه برشما نازل شده است ايمان آوردهايم وخداي ما وخداي شما يكي است ومادربرابر دستورات واوامر او گردن نهاده ايم .
براي رسيدن به اين هدف استراتژيك كه ضرورت امروز وفرداي مااست قرآن براي همه انسانهاي زنده درهمه اعصار پيام مسالمتآميز وراههاي اين پيوند ووحدت را درقرآن ارائه فرموده است وپيامبر اعظم نيز به استناد اين آيات وراهكارهاي قرآني انسانها را دردوران خود به اين وحدت راهنمايي وآيات قران را براي روشنگري آنان ارائه وتفسير وشرح فرموده اند وقتي قرآن يعني قانون اساسي مابراي انسانها به طور عموم وبراي اهل كتاب كه معتقد به خداي يگانه هستند به صورت ويژه برنامههاي عملياتي ارائه ميفرمايند وآنان را به وحدت ويكپارچگي دعوت مي كند به اين معني است كه با هرگونه خشونت وتجاوز وناامني براي انسانها مخالف است انسانهايي كه مخلوق خدايند وبندگان اوبه شمار مي آيندومسير انحراف ودوري وضعيت وجدال مرا با راهنمايي به فطرت پاك انساني از اين ضرروزيان باز ميدارد .بدون شك دين مبين اسلام همه مسلمانان دنيا يعني كساني كه شهادتين رابرزبان جاري نموده وبه خدا ،پيامبر ،قيامت وقانون اساسي اسلام وقانون جامع همه مسلمانان ايمان دارند به صورت خاص الخالص درجهت رسيدن به اتحاد وانسجام اسلامي همه مذاهب وفرقه هاي ديني وبه ويژه شيعه وسني با هر زبان ورنگ ونژادومحيط جغرافيايي وآداب ورسوم وفرهنگ خاص برنامهريزي نموده وآنان را به انسجام اسلامي راهنمايي وهدايت مي فرمايند.
بسياري از گزاره هاي قرآني تبيين كننده عوامل انسجام اسلامي است چنان كه بسياري از آموزه هاي دستوري قرآن نيز دراين راستا قابل تحليل است قرآن همه مسلمانان واهل شهادتين را مؤمن قلمداد نموده است ومشمول حكم انسجام اسلامي ميداند يگانگي وانسجامي كه درسايه وحدت عقيده مؤمنان را برادران يكديگر مي خواند ودرسوره حجرات آيه 10 به اين موضوع اشاره مي فرمايند إنَّما المؤمِنونَ اِخْوَهٌ فَاَصْلِحوا بين أخَوَيْكُمْ واتَّقُوالله لَعَّلَكُمْ تُرْحَمُون. هرآينه همه مؤمنان برادران همديگر هستند ميان برادرانتان آشتي بيفكنيد واز خداوند بترسيد . خدا همه مؤمنان را برادرهمديگر معرفي ميفرمايند ضمن توجه به خلقت انسانها كه از يك مردوزن هستند همه ايمان داران ازنظر عقيده وخداپرستي وخدا محوري برادروغمخوار ودلسوز هم هستند وبايد نسبت به همديگر وظايف برادري ودرمقابل خواهران خواهري وبرادري را انجام دهند وبه آن توجه نمايند وضمن اينكه اين وظيفه مهم را انجام خواهند داد درواقع بايد سبب خير ومسئول ايجاد صلح وسازش بين همديگر باشند وهمانند يك خانواده دلسوز ومهربان وغم خوار هم باشند. واين تعبير زيبا اتحادو انسجام اسلامي را به نزديكترين مرحله يعني برادربودن وبرادري كردن هدايت مي دهند. وحتي اين مؤمنان علاوه برايجاد صلح وسازش وانجام وظايف برادري بايد دركارهاي خير به كمك هم بشتابند وهمديگر را كمك وياري نمايند وتَعاوَنوا عَلَي البَّرِ والتَّقوي ولاَ تَعاوَنواعَلَي الاثمِ والْعُدْوان واتقوالله أنَّ الله شَدِيْدُ العقاب . واين آيه درواقع ايجاد انگيزه وتوجيه وهدايت همه مومنان به انجام كار خير وهمكاري وتعاون براي اين امر مهم ونيكوكاري وپرهيز جدي درتعاون وهمكاري درجهت انجام كارشر، با دقت به مفاهيم ديني واعتقادي كارخير كاري است كه خدا به آن راضي وبراي مسلمين وخانواده وافراد نفع داشته وسبب عزت وآرامش فردي وجمعي باشد وكارشركاري است كه خدا بهآن راضي نيست وبراي فرد وخانواده واجتماع ضرروزيان است امروز انسجام اسلامي ووحدت چون مورد تأكيد خداست مورد رضايت اوست وچون درسايه وحدت عزت وآرامش وامنيت فردوخانواده واجتماع تضمين مي باشد پس منفعت عمومي دارد بنابراين كارخير ونيكو وخداپسندانه است وانسجام اسلامي قدرت مقابله با دشمنان اسلام ودراين شرايط حساس قدرت مقابله با آمريكا شيطان بزرگ وهمه هم پيمانان ودشمنان مشترك مسلمين يعني صهيونيستها است .تعاون همكاري درتحقق انسجام اسلام كار معروف وتفرقه ودوري وهرگونه حركت ضد انسجام كارمنكر و خلاف دستورات الهي است .اين انسجام پيش از آنكه به صورت تجسمي خودنمايي كند به شكل روحي رواني تحقق مي يابد قرآن پيوند مؤمنان را پيوند دلهايي مي داند كه از استحكام واستواري خاصي برخوردار مي باشد خداوند مي فرمايند و ألَّفَ بَيْنَ قُلُبِهِمْ كُوْأنْفَقْتَ مَا فِي الأرضِ جَميعَاً مَّا ألفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ولكِنَّ اللهَ ألفَبينَهُمْ إنَّهُمْ عزيزٌ حَكِيمْ .دل هايشان را به همدگير مهربان ساخت اگر تو همه آنچه را كه دربين زمين است انفاق مي كردي دل هاي ايشان را به همديگر مهربان نمي ساختي ولي خداوند دلهايشان را به همديگر مهربان ساخت كه او پيروزمند وحكيم است .
انسجام اسلامي موهبتي الهي ومعجزه اي خدايي است كه خداوند با تصرف دردلهاي مردمان مؤمن ايجاد كرده است زيرا نمي توان چنين انسجام ويگانگي را كه رنگ خدايي دارد جزبه معجزه ايجاد كرد .از اين روخطاب به پيامبرش حضرت محمد(ص) مي فرمايند كه اگر تمام گنج هاي زميني را انفاق مي كردي نمي توانستي اين انسجام ويگانگي وهمدلي را پديدآوري زيرا انسجام ويگانگي ووحدت اسلامي با پول وثروت پديدار نميآيد .همگرايي ايجاد شده طبق قرآن كريم روحي ورواني است وبه عنايت پروردگار ايجاد مي شود واين امر مهم وضروري درشرايط فعلي زماني تحقق مي يابد كه همه مسلمانان مذاهب گروهها وحتي رهبران كوچك وبزرگ به اين نداي مقام معظم رهبري لبيك گفته وبراساس آموزه هاي قرآني دقيقاًعمل نمايند واصول دين را تأكيد وموردتوجه قراردهند .واين آيه مشهور وقابل توجه را اجرا و دقيقاًعمل نمايند واعتصموا بِحبل الله جَمِيْعاً لا تفرقوا وَاذكُروانِعْمَت اللهِ عَلَيْكُمْ إذْ كُنْتُمْ أعَداءً فَألَّفَ بَينَ قُلبُكُمْ فَاَ صْبحْتُكم بِنعمتِهِ إخواناًوكنتم عَلي شَفَاحُفْوَهٍ مِنَ النَّارِ فَاَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذالِكَ يُبَينُ اللهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهتَدون. همگان دست درريسمان خداوند زنيد وپراكنده مشويد و از نعمتي كه خداوند برشما ارزاني داشته است يادكنيد آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد واو دلهايتان را به هم مهربان ساخت وبه لطف اوبرادرشديد وبرلبه پرتگاهي از آتش بوديد خداوندشما را از آن برهانيد خداوند آيات خودرابراي شما اين چنيني بيان مي كند شايد هدايت شويد . آموزش قرآن درجهت ايجاد همدلي دربين مسلمانان است وهمدلي ومحرمي جزبا آموزه هاي دين مبين اسلام وفطرت پاك انسانها برقرار نخواهد شد.واين است كه حضرت مولاناي رومي اين انسجام ووحدت را درهمدلي مي داند ومي فرمايند
اي بسا هندوترك همزبان اي بسا دوترك چون بيگانگان
پس زبان محرمي خودديگر است همدلي از همزباني خوشتر است
وپيامبر بزرگوار اسلام درمدينه بين اوس وخزرج دوقبيله كينه توز دشمن كه كار آنان به خونريزي وشمشير كشيده شده بود اين زمينه را فراهم فرمودوآنان از بركت حضرت با هم همدل ومتحد شدند واز بركت اسلام دشمني آنان به دوستي تبديل شد .
دوقبيله اوس و خزرج نام داشت هريكي شان جام خون آبشام داشت
كينه هاي كهنه شان ازمصطفي محو شد درنور اسلام وصفا
منابع ومأخذ :
1- قرآن كريم
2- مثنوي معنوي دكتر زماني
3- اينترنت
4- نهج البلاغه
تهيه كننده : خليل كريمي
آبان ماه 1386



